ترسیده یا ترشیده؟!!!

نشستم دارم يه فيلم زبان اصلي با زير نويس فارسي ميبينم خجالت هم نمیکشن با این زیر نویس درست کردنهاشون زيرنويسش کلـــــــــــي غلط املايي داره

مثلا يه جا گ رو ک مينويسه يا ش رو س مينويسه...

حالا يه جا رسيده که دختره داره از ازدواجش با پسره حرف ميزنه و توي زيرنويسش نوشته :

من ترسيده بودم ....

حالا نميدونم منظورش واقعا "ترسيده" هستش يا "ترشيده" ؟!!!I don't know - New!

بی ربط نوشت:واقعاً عجب زمونه ای شده...یه عده نون ندارن بخورن اون وقت بعضیا میرن یه گوشی Htc میخرن به قیمت 400 هزار تومان...و دل دیگران را با گوشی شون میسوزونن نیشخند

فردا ظرف بياريد مدرسه ميخواد افطاري بده

یادتونه؟میگفتن فردا ظرف بياريد مدرسه ميخواد افطاري بده

واقعاً يادش بخير عجب روز خاطره انگیزی بود....قلب

اگه هيچ روزي روزه نميگرفتيم اون روز رو روزه ميگرفتيم.... قهقهه

کلا آت و آشغال ميدادناااا...اما همونم تو جمع بچه ها و شلوغ بازي هاشو هوچي بازي هاش.. صداي مدير و ناظم رو درآوردن ها و تهديد به اينکه سال ديگه غلط بکنيم از اين کارا بکنيم و براي بعضي ها خوردن افطاري اونم با ولع تمام در صورتي که روزه نبودن !نیشخند!

یادمه دوران دبستان و راهنمایی کلاسها را هم تزیین میکردیم...هوا تاریک میشد و کلی واسمون قشنگی داشت که شب شده و هنوز توی مدرسه ایملبخند

الان و چند سال دیگه که ماه رمضان توی تابستونه خیلی از بچه مدرسه ای ها این لحظات رو تجربه نمیکنن واقعاً ساعات خوشی بود...

کلاً يــــــــــــــادش بخير.خیال باطل

با اینکه چیز زیادی ازش نمیگذره دلم مي خواد دوباره ،بازم برگردم اون دوران...خیال باطل

با دیدن سریال شبکه 3 مردنمون میاد

یکی از دوستام اين سريال شبکه سه رو ديده تصميم گرفته خود کشي کنه تا بمیره! ميگم واسه چي ديوونه اي؟ميگه دِ نـَـه دِ مي خوام روح بشم ، برم خونه فلاني از نزديک حموم کردنشو نيگا کنم...قهقهه

سریاله ما داریم؟رفیقه ما داریم؟زبان

ولی بی شوخی خود من هم با دیدن این دو تا روح مردنم میاد...چه کیفی میکنن...میرن عشقو صفا و فوضولی هر جا که دلشون میخوان تازه با هم دوست دختر دوست پسرن و گشت ارشاد هم کاری بهشون نداره!!! نیشخند

یعنی واقعاً روحهای سرگردان اینقدر صفا میکنن؟I don't know - New!

لذت رانی و  تلاش و پشتکار من

الان از مراسم احیا اومدم و جاتون خالی مشغول خوردن رانی هستم و دارم تلاش میکنم اون تیکه آخر هلو را بیارم بیروناز خود راضی

دقت کردین؟لذت «راني» يک طرف، اون زحمتي که ميکشي تا تيکه‌اي رو از قلم نندازي و تا تهش رو از تو قوطي بياري بيرون، يه طرف دیگه!نیشخند

پی نوشت:دعا کردم خدایا منو ببخش و اگر قرار به برآورده نشدن حاجتهام هست ، از حکمت تو باشد تا بی لیاقتی من...

هیچ گاه متن های لاو را سند تو آل نکنید

یاهو مسنجر را باز کردم این متن رو سِند تو آل کردم:

دیگر کسی ساده نمی نویسد
ساده نمی گوید
حتی ساده نگاه هم نمی کند
و من همچنان چشم هایم
به دنبال کسی است
که نگاهش ساده باشد
حرف هایش، خنده هایش
گریه هایش ساده باشند
ساده بپوشد
ساده راه برود
ساده دستهایم را بگیرد
ساده ساکت بماند
ساده شلوغ کند
باشد فقط همین

بعد پنج مين ميبينم يه پسره از اد ليستم پي ام داده : تو خيلي دختره خوبيي ولي به خدا من جي اف دارم و همديگرو خیلی دوست داريم!!وگرنه روی این پی ام ات فکر میکردم!!!

 تعجب تعجب تعجب تعجب تعجب تعجب تعجب

ميخواستم از ايـــــن تيريبون اعلام کنم:نارنجک بخوره وسط اعتماد به نفســــــــــــــــــت ابرو

هیچ گاه متن های لاو را سند تو آل نکنید(شبنمِ ضایع شدهنیشخند)

پی نوشت:پروردگارا به همه ی ما توفیق بده تا بتوانیم دلهایمان را از بغض و کینه نسبت به هم پاک کنیم و با نور ایمان جلاه بدهیم و به همه ی ما توفیق بده تا در این ماه مبارک طاعات و عباداتمان را به نحو احسن انجام دهیم...

قلب یخی

یه سلام گرم تابستونی به خوشمزگی بستنی یخی که خیلی میچسبه!!!هرچند میدونم خیلی هاتون روزه اید.

می خوام در مورد جنجالی ترین سریال ایرانی صحبت کنملبخند

کسی هست که محمد حسین لطیفی را نشناسه؟ کارگردان سریال‌هایی مثل «همسایه‌ها»"کت جادویی""سفر سبز"، «وفا»،‌ «صاحبدلان» و... سریال‌هایی که هنوز که هنوزه از بهترین سریال‌های تلویزیون اند. او حالا داره کار تازه ای را در ایران تجربه می‌کنه؛ سریال سازی این بار نه برای تلویزیون، بلکه برای شبکه خانگی، آن هم به صورت فصل به فصل شبیه سریالهای معروف جهانی مثل «فراراز زندان» و «لاست» و « 24» (هر فصل یا سیزن معمولا شامل چند قسمت است از 12 قسمت تا 24 قسمت)

این فیلم با این که اکشن نیست اما بسیار پر هیجانه و یک نوع سریال معمایی پیچیده است که اگه تا آخرش را نبینی نمی فهمی چه می شه...شرط مي‌بندم اگه از تهيه‌کننده، کارگردان و بازيگران سريال «قلب يخي» بپرسن که جريان اين سريال چيه، خودشون هم نمي‌دونن!خنده

اینها صحنه هایی هستند که روی من خیلی تاثیر گذاشتند و آنها را چندین بار تماشا کردم : خیال باطل

*اون صحنه ای که الناز بالای کافه است و میخواد گودرزی را ببینه دوستش نمیزاره اونم شروع میکنه به گریه و بعد اهنگ متن لذت بردم تحت تاثیر قرار گرفتم* قلب گریه

*اون صحنه که گودرزی گرفتار در دست پلیس از شیشه بغل ماشین با دیدن دختر و پسر عاشق یاد خاطره عشق خودشو زنده می کنه*قلب

*و صحنه ای که  مهرواه شریفی نیا بعد از خداحافظی با حسین یاری تو اتاق ملاقات زندان با گریه پرونده ها رو به بالا پرتاب می کنه*قلب

*صحنه  قرار های عاشقانه گودرزی و الناز که با موسیقی متن زیبا ادمو بی اختیار وادار به اشک ریختن می کنه* گریه

با تشکر از دختر خاله ی گرامی میترا خانوم که بسیاری از قسمتهای این سریال را به دست بنده رسانید و من همچنان منتظر رسیدن بخش های 3 و 4 از فصل دوم از طرف ایشان هستم

(شبنم کپی رایت کن نیشخند)

خواب بعد از سحری

بعضي‌ وقتا دلت مي‌خواد کلِ دنياتو بدي ولی ادامهِ خوابی که داشتی ميديدی رو ببينی! خیال باطل

همانا که خواب بعد از سحری همانند خواب بعد از نهار لذتی خاص دارد و معلوم نیس کی از خواب پا شی و چه خوب است که موقع ربنا ی افطار باشد!(شبنم خوش خواب نیشخند)

خدایا!توبه ام را بپذیر

شخصي ، خاري بر سر راه مردم كاشته بود . به او گفتند : بيا خار را بكن!

آن مرد گفت : دير نمي شود،و هر بار كه به او مي گفتند، مي گفت، دير نمي شود و وعده آينده را مي داد خار ، رشد مي كرد و ريشه مي دوانيد و تنه اش كلفت و خارهايش تيزتر و خطرش بيشتر مي شد . خاركن هم ، سال به سال پير تر مي گشت و از نيرويش كاسته مي شد . وقتي كه خواست خار را بكند نتوانست ؛ هر چه زور زد ، درخت از ريشه در نيامد. زمان توبه نيز بعد از انجام هر گناه است. اگر گناه بماند، ريشه مي دواند و گاهي غير قابل جبران است...

داستانهاي معنوي، لطيف راشدي ، ص391

پی نوشت:خدایا! کارنامه من سرشار از ناپاکی هاست. پیش از آن که به فرشتگانت بگویی به کارنامه ام بنگرند، خودم می گویم که چه گناهانی دارم. من حتی گناهانم را توجیه نمی کنم. برای هر کس توجیه کنم، برای تو نمی توانم توجیه کنم.

خدایا! به حق این ماه که چون ابر و باد دارد میگذرد، توبه ام را بپذیر و گناهانم را نادیده بگیر...

چرا حرف نمي زني؟

با خواهرم و همکاراشون جاتون خالی رفتیم آب گرم محلات...

راستش من با همکاراش زیاد راحت نبودم واسه اینکه خیلیاشون را نمیشناختم...

مرتب به خواهرم میگفتن:خواهرت همیشه اینقدر کم حرفه؟چرا حرف نمیزنه؟

اینقدر لجم گرفته بووووووود یکی نیست بهشون بگه آخه وقتی همتون دوتا دوتا دارین با هم حرف میزنین و من غریبم خودتون باید یه کم بیاین سر حرف را باز کنید...نگران

با کسي که حرف نمي زنه بايد حرف زد نه اينکه هي بپرسي چرا حرف نمي زني؟........!!!!!!(شبنم پرحرف نیشخند )

ولی من در کل همیشه وقتی یه گوشه آروم می گیرم و حرف نمیزنم (مخصوصاً اگه تو جمع رفیقا باشم) ؛ همه گیر میدن و عصبی میشن که چرا ساکتی و ناراحتی؟

پی نوشت: زیاد حرف نزنید ، زیاد نخندید ، زیاد مهربون نباشید...وقتی همیشه سفید باشی ؛ خاکستری بودنت هم سیاه و غیرقابل تحمل میشه!

قصد ازدواج ندارم

شنيدين اين پسراى دم بخت ميگن قصد ازدواج نداريم؟
بگو ازدواج كه قصد نميخواد پول مي خواد كه تو ندارى
شنيدين اين دختراي دم بخت ميگن:قصد ازدواج ندارم؟
عزيزمن، ازدواج که قصد نمي خواد!!! خواستگار خوب مي خواد که تو نداری...

البته ما دخترا کم پیش میاد بگیم قصد ازدواج نداریم این روزا مرد زندگی پیدا نمیشه...افسوس

البته من یکی قصد ازدواج ندارماااااااااا دروغگوخنده

پی نوشت:شاکی هستید که زندگیتان یک چیزی کم دارد؟این خیلی بهتراست تا آن که ازدواج کنید و به این نتیجه برسید که توی زندگیتان یک چیزی اضافی است...

یه حس کودکانه

بچه که بودم وقتي تو بغل مامانم مي خوابيدم سعي مي کردم نفسمو با نفس مامانم تنظيم کنم که با هم نفس بکشيم . دم و بازدممون يکي باشه...

اينطوري در طول روز هميشه با خودم فکر مي کردم همين الان که من نفس کشيدم مامانم هم هر جا که هست نفس کشيد يک حس کودکانه خوبي بود...یادش بخیر...


پی نوشت:بعضی موقع ها احساس "تنهایی" می کنم...

نجوم

سلام

چند وقتی هست که توی نخ نجوم و ستاره شناسی و کواکب رفتم.

قضیه از اونجایی شروع شد که فهمیدم در شرکت صاایران دارند این درس را واسه خانوما آموزش میدن و  بعداً ما را معرفی میکنن به آموزش و پرورش....منم با کله رفتم هر چقدر که بیشتر در این مورد تحقیقات میکنم میبینم که نجوم یه ربط خیلی زیادی به خداشناسی داره....

در میان آسمان ایستاده ام


تا سحر بر بام عرش ایستاده ام

هستند مال من

ستاره ها

ماه

آسمان

و هر چه هست مال من است

دارم سوال های بیشمار از آسمان

از ماه و ستاره و سیاره و کهکشان

اگر آسمان گرد است، پس آن هشت تایی بعدش کجاست؟

با وجود هزاران ستاره، پس چرا تیره و تار رنگ فضاست؟

بگذریم از این سوال های بی جواب

که این سوال های بی جواب کار خداست

هر شب از جنوب، مشتری بر بام خانه ام پیداست

زهره و عطارد، گهگاهی خودنمایی می کند

ماه من در در این میان زیباتر از عرش الله است

خوشه ی پروین ،مال من است

چون در فالم، صور ثور، مال من است

دب ها که دیگر زیباییشان درعرش بی نظیر است

در بین آن ها اژدها دلگیر است

آسمان من زیباترین کار خداست

پیدا درمیان آن ها جای دستان خداست...


تــــــــــــازه ما یه شب رصدی هم توی کویر داریم که یقین دارم خیلی خوش میگذره و کلی چیز یاد میگیریم...


پی نوشت:آدم هرچی بیشتر با اجزای هستی سر و کله میزنه بیشتر خدا رو حس میکنه...خداشناسی که با معرفت و تلاش خود انسان باشه خیلی ارزشمند تر از خداشناسی همراه با تعصبه...

خانوم پک نزن

در این که هر کسی مسئول اعمال خودشه اصلا شکی نیست ولی به نظر من این که یه خانوم تو خیابون و در ماه رمضان خیلی راحت به سیگار پک بزنه صحنه قشنگی نیست ، یعنی برازنده ی یه خانوم ایرانی نیست...(شبنم ارشاد کننده)

پی نوشت:یزدان دانا! "عقيده ام" را از دست "عقده ام" مصون بدار...

از جیغ کارت اتوبوس بترسید

این طرح الکترونیکی هم کار دستمون داده ها!!! نگران

امروز از جیغ کارت اتوبوس عرق شرم بر پیشانیم نشست...اوه

قبلاً ها وقتی از اتفاق بلیط اتوبوس نداشتیم یواشکی میرفتیم توی اتوبوس از یک نفر بلیط اضافه میگرفتیم...الان این کارته همچیـــــــــــــن جیغ میزنه که کل اتوبوس برمیگردن آدمو نگاه میکنن...آبرو آدم میره خب....

نتیجه گیری:

همیشه از جیغ کارت اتوبوس بترسید و برای حفظ آبروی خود کارت اتوبوس را به موقع شارژ کنید(شبنم خجالت زده)

هی کله مو فرو میکنم تو متکا،هی متکا فرو می کنه خودشو تو کله م

من خوابم میادا ولی حال ندارم بخوابم، چه جوریاس؟؟؟!!
هی کله مو فرو میکنم تو متکا،هی متکا فرو می کنه خودشو تو کله م، کنار نمیان با هم که!!
خدا کنه شما همچین مشکلی نداشته باشید....
شب همه تون پر از بادکنکای رنگی...

آخر شبی دیگه مغزم جواب نمیده مطلب بدم ؛ یکی سوژه جدید هم نداریم اینجا پست بذاریم!

پی نوشت 1:پروردگارا ..مرا آن ده که خودم بیشتر حال می کنم..!عواقبشم با خودم...

پی نوشت 2:چیزی شبیه معجزه است وقتی هر شب به خیر می گذرد،بی آنکه کسی به تو بگوید شب بخیر!!!

گرفتار شدیم بخدااااااا

ما خانوادمون 5نفری بود داداش بزرگه که خواست ازدواج کنه گفتیم ایووووول یکی کم شد ولی خودش که نرفت هیــــــــــچ عروسمون هم 24ساعته خونه ماست...جاتون خالی یه 7سالی هم هست بچشون هم همیشه خونه ماست...
گفتیم بیخیــــــــــال...گذشت و گذشت آبجی بزرگه هم ازدواج کرد گفتیم ایول این دیگه رفت دیدیم  نخــــــــــیر اوووه اوووه داماد هم دوسمون داره
خنده

گفتیم باشه باباااا خواهر برادرن هیچی نمیگیم...خنثی

دیگه باید زبون روزه شکلات خوردن بچه داداشم را تماشا کنم و آب دهنمو قورت بدم؟ گریه بعد هم دستای شکلاتیشو بماله روی تی شرت سفید رنگ نازنین من؟هر چی میشوووورم بازم لکه شده پاک نمیشه... گریه

گرفتار شدیم بخدااااااا...

تعریف وحشت

دیشب ساعت 1:30 بامداد یه سوسک وارد اتاقم شد اومدم برم مامانم رو صدا کنم...یکی از دوستام همون موقع توی یاهو بود بهم گفت:بکشش...تو خودت یه روزی میخوای مادر بشی خودت بزن بکشش...حرفش واقعاً روی من اثر گذاشت و رفتم دمپایی پیدا کردم و سوسک را کشتم...

ولی در این میان به یک تعریف درست از وحشت رسیدم:

وحشت یعنی:

توی تاریکی شب یه سوسک رو تعقیب میکنی با دمپایی میزنی تو سرش میری جارو خاک انداز بیاری جمعش کنی بندازیش دور یهو میبینی نیستآخ....(شبنم وحشت کرده!)


سلام ماه خوبی ها

سلام ماه خوبی ها ؛ سلام ماهِ بهتر شدن امنیت و بیشتر شدن آرامش مردم ...سلام رمضان ، سلام رمضان دوست داشتنی ...!

فرا رسیدن ماه مبارک رمضان را به تمام روزه خواران عزیز تسلیت و به همه ی روزه داران تبریک عرض می کنم  خدا صبرتون ...ببخشید صبرمون بده...

یه زمانی صب ماه رمضون که از خواب پامیشدیم وقتی صبونه مون رو میخوردیم تازه مینشستیم "عر" میزدیم که چرا منو "سحر" از خواب بیدار نکردین؟

یادش بخیراولین روزی که کامل روزه گرفتم خداخدامیکردم زودافطارشه چقدلحظه ای که تو تلویزیون میگفت الله اکبر دوست داشتم وقتی الله اکبرمیگفت سری افطارمیکردم...

یادمه سال چهارم دبستان بود که همه ی روزه هامو نه کله گنجشکی و کامل گرفتم مامانم برام جایزه یه چادر نماز خرید...

یادتونه بچه بودیم اگه عید فطر تو تقویم جمعه بود 4شنبه تا نصف شب میشستیم پا تلویزیون که بگن ماه دیده شد 5شنبه تعطیله؟؟؟بعدم به همه بچه ها زنگ میزدیم که خبر خوش داریم...made by Laie

از بچگی بهمون یاد دادن روزه بگیریم تا به فکر فقرا باشیم ولی به این توجه نداریم که فقر فقط سرگرسنه بر روی بالش گذاشتن نیست....فقر گرد و خاک کهنه ی کتاب های تاریخی ماست...فقر نفرت از سرزمین مادریست...

راستی من یه دوست دارم نمیذاره چند ساعت از روزه ش بگذره...هی میره و میاد میگه لاغر شدم؟؟؟خنده

برای خیلی ها هم رمضان سی روز تمرین بازیگری در پیشگاه خداست...


دوستان روزه دار  در ساعات مقدس و ملکوتی افطار و سحر یادشون نره دعا برای همه گرفتارا مریض دارا...

دیروز رو یوم الشک اعلام کردن،کسانی که با شک داشتند غذا میخوردند...از امروز با خیال راحت بخورند...قبول باشه

پ ن 1)کاش میشد شیفت را بگیریم روز اول رمضان و روز اخر را روزه بگیریم،خدا همه اش را حساب  کند.

پ ن 2)خدایا.مهمونی می دی بی پذیرایی،بی چایی،بی شیرینی،خوب لااقل کولرتو روشن کن...

پ ن 3)کسانی را می‌شناسم که برای سریالهای ماه رمضون رفتن آنتن ایران خریدن!ینی میشناسم ها....در این حد...

پ ن 4)خدایا ما را از گشنگان واقعی‌ درگاهت قرار ده...!

چطور مگه!!!

یک آدم با شعور در جواب هر سوالی نمی گوید "چطور مگه؟"


توی بچگی هیچ وقت برای من شامپو بچه نخریدن...

یادمه اون روزا همیشه توی حموم چشمام میسوخت،میخواستن من سفت و محکم بار بیام، میگفتن سختی آدم رو سفت بار میاره…

الان که بزرگ شدم هر وقت دست یه بچه شامپو بچه میبینم جیگرم آتیــــــــــــش میگیره...

پی نوشت 1:یاد این شعر بخیر:گل گل گل گل از همه رنگ سرتو با چی میشوری با شامپو گل رنگ !!!  نیشخند

پی نوشت 2:این روزها زیادی ساکت شده ام حرفهایم نمی دانم چرا به جای گلو،از چشمهایم بیرون می آیند !!!!

پی نوشت 3:خوشبختی یعنی حرکت هم‌زمان با زندگی؛نه عقب افتادن و نه جلو زدن..!

پی نوشت 4:تو کف اینایی هستم که از یه هفته قبل ماه رمضون 1001 مریضی جورواجور میگیرن که عنوان کنن نمیتونن روزه بگیرن و روزه براشون ضرر داره...قهقهه

پی نوشت 5:دوست عزیزم سیب سبز به دلیل اینکه فعلاً وقت کافی ندارد از پست زدن معذور است ولی من بعداًها اسمش را اضافه خواهم نمود...

واقعاً مردها آدم نیستن؟!!!!!

درود

خوابین یا بیدار؟ نیشخند

جمعه روز خواب و استراحت و تفریحه و بنده هم یه جمعه رو فقط میتونم بخوابم ؛ دقیقاً همون روزی که بابام خیلی پرانرژی میشه!!امروز فک کردم میخواد باندهای تلویزیون رو تست کنه ،خب پدررررررر من کم کن اون صدا رووووو...

ولی با صدای اخبارگوی تلویزیون چشمام کاملاً باز شد چون دیدم داره میگه:افراد زیادی کشته شدن که بین کشته شدگان تعدادی زن و کودک نیز به چشم می خورد....یعنی واقعاً مردها آدم نیستن؟ خنده

راستی پیشاپیش فرارسیدین غذا خوردن در خفا،سیگار کشیدن بی سر و صدا،افطاری های زورکی، سحری خوردن های الکی،بوی گند دهان، گرسنگی بی امان،اعصاب داغون دیگران، معده ی خراب این و آن،فرار از دست کلان، ماه مبارک رمضان
بر تمام مسلمانان جهان، مبارک باد...هوووووووورا

پی نوشت 1:هنوز در این سرزمین دخترکانی پیدا می شوند که بینی هایشان عمل شده، مو هایشان اکستنشن و گونه هایشان مصنوعی است. اما کماکان دنبال یک "مرد واقعی" هستند...

پی نوشت2:در آسانی ها خدا را بخوان تا در سختی ها صدایت برایش ناآشنا نباشد...

پی نوشت 3:خدایا این که میگی از رگ گردن نزدیک تری و این حرفا در سطح شعور و درک من نیس
یه دقه بیا پایین بغلم کن...!

پی نوشت 4:دوست عزیزم "سیب سبز" از این پس در این وبلاگ با من همکاری میکند... قلب

وقتی میدونی و نمیتونی کاری بکنی...

شايد بزرگترين زجرهايي كه يه انسان ممكنه بكشه ، اين باشه كه خيلي چيزا رو ببينه ولي از دستش كاري برنياد درد ديدن و نتوانستن ! وقتي ميبني ولي اصلا نميتوني كاري بكني يا حرفي بزني ، شايد اون موقع آرزو كني كه كور بودي و نمي ديدي، يا كر بودي و نميشنيدي، و يا كاش لال بودي تا اصلا تاسف حرف نزدنتو نخوري . ما بد زمونه اي متولد شديم و توي زمونه بدتري داريم زندگي مي كنيم، همه چي مثل ديدن يه فيلم سينمايي شده ، فقط داري ميبيني ، حتي نميتوني بزني بره اول فيلم ، يا سريعتر رد بشه يا بره عقبتر يا جلوتر ، با همون سرعتي كه داره ميره داري ميبيني و هيچ كاري از دستت بر نمياد، هنوز درست وحسابي اين دنيا رو نشناختم ، روز به روز بدتر ، تنها اميدهايي هست كه باقيمانده و جز آن اميدها خدا ميداند!!...

هنوز خيلي از حرفا هست كه نميشه گفت ! هنوز براي گفتن خيلي از حرفا ابهام دارم

پی نوشت:خانواده ی یه عزیزی در طی حادثه تصادف آسیب دیدند و من به شدت براشون ناراحتم...از همه ی شما میخوام برای خانواده اش دعا کنید تا زودتر بهبود پیدا کنند...

خخخ‌تف

اَه اَه اَه امروز حالم بدجوری به هم خورد... سبز

کاش بعضیا میفهمیدند که یک آدم ِ باشعور، هرگز توی خیابان و جلوی دیگران «خخخ‌تف» نمی‌کند...


متنفرم از آدمایی که لاف میزنن ولی در حقیقت هیچ کاری ازشون بر نمیاد...

بعضی آدما هستن وقتی که آدم به یه مشکلی برمیخوره لاف زیاد میزنن که مثلاً سفارشتو میکنم،فلان میکنم برات،نجاتت میدم و...منم دهنم باز میمونه از حرفاشون و میگم؟واااااااقعاً؟تعجب

نمیدونم چرا همه را مثل خودم صاف و ساده میبینم و نمیفهمم طرف داره فقط لاف میزنه...و هیچ کاری ازش بر نمیاد...دروغگو

با این افراد تا حالا چند باری توی زندگیم برخورد داشتم و گول لافهاشون رو خوردم...

 تا شخصیت واقعی و لافهاشون برام روشم میشه به قول معروف"اسپم رو میچلونم توی روده هاشون" و از زندگیم پرتشون میکنم بیرون...چون دلیلی نداره دیگه باهاشون حتی هم صحبت بشم...چون از آدمای لافو متنفرم...

باید اینو زودتر میفهمیدم که غیر از خدا و خودم کس دیگه ای نمی تونه مشکلات آدم  رو حل کنه!لبخند

 پ ن 1)آدم ها آن قدر زود عوض می شوند..آن قدر زود که تو فرصت نمی کنی به ساعتت نگاهی بیندازی ...و ببینی چند دقیقه فاصله میان دوستی ها تا دشمنی هاست!!!

پ ن 2)بعضیا هم هستن همیشه طلبکارن از آدم ؛ هیچوقت هم راضی نمیشن ...!نظر خاصی ندارم در مورد شون...نگران


 پ ن 3) بچـه که بودیم رخت خوابمون خیـس می شد. حالا که بزرگ شدیـم بالشتـهامون

ب ن 1)با نزدیک شدن ماه رمضون این سوال باز پیش میاد که :خدایا فرو دادن این همه بغض روزه رو باطل نمی کنه !؟

ب ن 2)لا اقل هر 39 روز یک بار احوالی از دوست خود بگیرید که اگر مرده بود به چهلمش برسید...