سال جهاد اقتصادي با پياده روي

امسال سال جهاد اقتصادي هم هست بايد حسابي كوشش كنيم و پياده روي كنيم و پول تاكسي و اتوبوس را بزاريم جيبمون و كم خرج كنيم تا رستگار شويم 
درسته که همیشه اولین قدم ها در انجام یک کار همیشه سخت ترین قدم ها هستند، اما اگر برای خودمون هدف تعیین کنیم، هیچوقت از قافله عقب نمی مانیم.
پي نوشت 1:در تمرينات واليبال دانشگاه شركت كردم و داريم آماده ميشيم واسه مسابقات استاني تا اينجاي كار بسيار خوب پيش رفته....بسي هوس كرده ايم مقام بياوريم...برام دعا كنيد.
پي نوشت 2:امسال سال خرگوش نيست سال خركوش است پس بايد مثل خر كوشش كنيم.
از سخنان گهربار يه آدم با جنبه
پي نوشت 1:درسته بعضي افراد جنبه بالايي دارن ولي اونا هم يه آدمن گاهي صبرشون لبريز ميشه...بعضي چيزا هم اصلاً شوخي نيست...سعي نكنيد براي افراد نقطه ضعف بسازيد و گاهي خودتون رو بزارين جاي موقعيت افراد تا بتونين دركشون كنيد!!!
پي نوشت 2:بعضيها از سر عقيده به آدم تذکر ميدن بعضيها از سر عقده...
اگر اهل كرم ريختن هستيد
اگر اهل کرم ريختن هستين وقتي کسي لباس تازه ميخره بهش بگين:خيلي گرون خريدي و سرت كلاه رفته و من عين همينو توي حراجي ديدم...
(شبنم كرمو)
آخ جوووووووووون عينك!!!
اين بار دكتر گفت:چشماش ضعيفه و بايد مداوم عينك بزنه...
آيدا كه خودش وقتي شنيد فرياد زد:آخ جووووووووووونمي هموني شد كه ميخواستم به آرزوم رسيدم منم مثل عاطفه عينكي شدم...iاز خوشحالي رو پا بند نبود
آخه يه دوست داره اسمش عاطفه است،چون عاطفه عينكيه ايشون هم ذوق و خوشحالي از خودش در ميكنه كه عينكي شده...
حاليش نيست كه چقدر بده يه بچه توي سن و سال اون(6 سالشه)عينكي باشه!
دكتر گفته بود ارثيه!!!خودش هم ميخنده و ميگه از عمه ام به ارث بردم...
آخه منم بچه بودم يكي از چشمام تنبلي داشت و عينكي هم بودم...ولي الان فقط آستيكماته...
دقت كردين چقدر آمار عينكي ها توي كشورمون داره ميره بالا؟ 
چشم يگانه عضو بدنه كه پوشش و محافظ نداره،چشم در معرض همه نوع خطري قرار داره،كشور ما آفتابيه و نور خورشيد هم همواره تهديدمون ميكنه...
استفاده
روز افزون از رايانه،بازي هاي كامپيوتري،خواندن كتابهاي الكترونيكي(قابل
توجه بعضيا كه رمان هري پاتر را گذاشتن رو چشماشون!
) باعث ضعيفي چشم ميشه...
من خودمم چشمم رو گذاشتم رو اين كامپيوتر و همچنين اكثر دانشجوهاي هم رشته اي خودم عينكي ان...
مراقب چشماتون باشيد.
سرخي ليوان...
ليوان سرخ شد...

پي نوشت:آرام باش، توکل کن، تفکر کن، سپس آستینها را بالا بزن، آنگاه دستان خداوند را می بینی که زودتر از تو دست به کار شده است...
دلم دوچرخه سواري ميخواد...
اكثر پارک های اصفهان دوچرخه کرایه میدن چند روز پيشا از راه دانشگاه يه دفعه هوس دوچرخه كردم،با دوستم رفتيم كه يه كم سوار شيم ديدم جلوي اتاقک مسئولش نوشته "از دادن دوچرخه به افراد زیر 18 سال و بانوان معذوریم"
![]()
بيچــــــــــــــاره بانوان...

ما هم رفتيم جلو از خود مسئولش سوال كرديم:گفت:نه به خانوما نميدن ولي آخر شب بياين همه دوست پسرا ميان واسه دوست دختراشون ميگيرن ميرن چرخ ميخورن...ولي صداشو در نيار 
منم لجم گرفته بود:بهش گفتم يا بده يه دور ما هم الان سوار شيم يا ميرم لو ميدم اين كارتونو...
گفت:اي بابا بيا و خوبي كن نه خانوم آخر شب بيا!
بهش گفتم پس اون نوشته را عوض كن بنويس:از بانوان خواستاريم اگه دلتون دوچرخه سواري ميخواد ساعت 11 به بعد با دوست پسراتون تشريف بياريد 
خداييش مملكته داريم؟!!!
پي نوشت:زندگی مثل دوچرخه سواری می مونه ..واسه حفظ تعادلت همیشه باید در حركت باشی...
دست كم سالي يك بار طلوع آفتاب را تماشا كن

سلامي به گرمي اولين طلوع خورشيد
شما تا حالا طلوع آفتاب رو دیدین ؟ آخرین بار کی بوده ؟
من امروز بعد از نماز صبح هر چه توي تخت غلت زدم ديگه خوابم نبرد...منم پا شدم رفتم توي حياط نشستم...چشممو دوختم به آسمون آفتاب كه طلوع كرد انگار منم باهاش روشن و پرانرژي شدم،خيلي زيبا بود...واقعا صحنه به یاد موندنی بود...جوري كه الان كه عصر شده هنوز پرانرژي ام...
خلاصه اينكه امروز صبح جاتون خالي اول با نسيم جون دست و پنجه نرم كرديم بعدش هم طلوع خانوم و آخر سر هم اين سپيده دم بريده....هر سه تاشون خيلي خشكل بودن صبح اول صبح روحم تازه شد![]()
پيش خودم گفتم بيخود نيست كه توي كتاب نكته هاي كوچك زندگي نوشته:دست كم سالي يك بار طلوع آفتاب را تماشا كن...
اون موقع تنها موقعی از روزه که شما می تونین ببینین چقدر زود عمر و روزگار سپری می شه . به یک بار دیدنش می ارزه . شما هم امتحان کنین...
پي نوشت 1:اين روزا آدما قيمت هر چيز رو مي دونن،ولي ارزش هر چيز رو نمي دونن...
پي نوشت 2:دلم هرز شد بس كه تنگ و باز شد در اين زمانه...
پي نوشت 3:راه مي روم! راه مي روي! راه مي رويم !...مبادا مسيرمان در تقاطع زندگي گم شود!
هر جور راحتي
خدايا...
او اول و آخر و ظاهر و باطن است. حدید
خدایا! نیستی، کجایی؟ آخر چرا همیشه قایم می شوی؟ چی می شد اگر دیدنی بودی؟ آن وقت همه باور می کردند که هستی. آن وقت شاید همه مومن می شدند. این طوری که خیلی بهتر بود.
اما انگار تو دوست داری مخفی باشی. دوست داری همه دنبالت بگردند. شاید برای همین است که اسمت باطن است. اما می دانی تعجب من از چیست؟ از اینکه... هر وقت می گویند هوالباطن، هوالظاهر هم می گویند. خدایا مگر می شود که تو هم باشی و هم نباشی. هم همه جا باشی و هم هیچ جا نباشی.
خدایا به اینجاها که می رسم دیگر معنی اش را نمی فهمم.
خدایا گاهی اوقات تو چقدر سختی.
تا حالا اتفاقی برایت پیش آمده که خدا را در آن حس کنی؟ حضورش را لمس کنی و رد پای روشنش را ببینی و بگویی: خدایا! با اینکه نیستی، با اینکه به نظر نمی آیی، اما چقدر هستی! چقدر معلومی! چقدر واضح و مشخصی!
.....................
عرفان نظر آهاری

در پايان چند تا دعا ميكنم آمين بگين:

خدایا ما را از مشروطی محفوظ بفرما

خدایا ما را باز هم به فیض پر برکت پیچاندن کلاس نائل بفرما

خدایا حراست دانشگاه را هدایت بفرما

و خدایا به اساتید این مملکت شفای عاجل عنایت بفرما

آمـــــــــین
يه نــــــــــــــمه

پي نوشت 1:ما ايرانيها جزء معدود انسانهايي هستيم که از همه دنيا توقع داريم الا خودمان!!!
پي نوشت 2:خدايا هيچ کس را سوار هواپيما بي عقلي نکن که از هواپيمايي ايران هم داغون تر است...
دروغ 13

اونم با سوزن جوالدوز؟
عمـــــــــــــــــراً
روز دروغ آوریل یا دروغ ۱۳ در بسیاری از کشورها به عنوان یک روز ویژه با گفتن دروغهایی به شوخی در ۱ آوریل گرامی داشته میشود.
این مراسم در ایران در12 و 13 فروردین که برابر با ۱ یا ۲ آوریل است، انجام میشود و به همین جهت به دروغ ۱۳ معروف شده است.
از همه ي دوستان معذرت ميخوام پست قبلي همون طور كه يكي از دوستان متوجه شده بود دروغ 13 بود...همتون خيلي با محبتين...
عيد امسال يكي از بهترين و قشنگترين عيدها براي من بود...سيزده به در هم فوق العاده خوش گذشت...خدايا عاشقتم
ضمن تشکر ویژه از بازدیدکنندگان همیشگی سال خوبی را برای همگی شما آرزومندم .
يكي از همين روزا خودكشي ميكنم...

نمي دونم از كجا شروع كنم ...نمي دونم چه دردمه
خستم از زندگي دليلش واضحه ولي نمي تونم بگم...
الان كه دارم مي نويسم ترانه اي كه خودم عاشقشم (سلطان قلبم ) رو گذاشتم و اشكام داره مي ريزه
زندگي خيلي مسخره شده... هيچ شوقي نمونده ... همش درده
بزار با يه متن (از خودم) توصيف كنم: زندگي يعني هجوم لحظه ها
يعني شنيدن خاطره ها
زندگي يعني تبسم آيينه ها
زندگي يعني تلف شدن ثانيه ها
خالي از تمام زيبايي ها...
من خودمو براي رفتم به جهنم آماده كردم يكي از همين روزا یه سوزن جوالدوز رو برميدارم و از روی سینه فرو می کنم توی قلبم...فكر كنم بهترين طريقه خودكشي همينه!!!
خودكشي ميكنم...
اين پست را گذاشتم كه اگه يكي از همين روزا خبر مرگم به گوشتون رسيد نگين بدون خداحافظي رفت...
و اينك بايد بگم خداحافظ
خداحافظي كه سلامي در بر ندارد
مانند لحظه آشنايي كه كلامي در بر ندارد
عشق و زندگي و تمام اين چرندها يعني التماس
و نمي خواهم باشم و با عزت نباشم
ونمي خواهم در اين درياي ژرف عشق و زندگي
مانند كشتي طوفان زده
به هر گوشه اي در حركت باشم
گاهي در وسط گاهي در كنار و گاهي در تمامي پهناي لحظه ها
پس خواهم گفت خداحافظ تا قيامت...
در طوفان ها لبخند را فراموش نكنيد...
بعد از ظهر كه شد، هوا رو به وخامت گذاشت و طوفان و رعد و برق شدیدی درگرفت.
مادر كودك كه نگران شده بود مبادا دخترش در راه بازگشت از طوفان بترسد یا اینكه رعد و برق بلایی بر... سر او بیاورد، تصمیم گرفت كه با اتومبیل بدنبال دخترش برود.
با شنیدن صدای رعد و دیدن برقی كه آسمان را مانند خنجری درید، با عجله سوار ماشینش شده و به طرف مدرسه دخترش حركت كرد.
اواسط راه، ناگهان چشمش به دخترش افتاد كه مثل همیشه پیاده به طرف منزل در حركت بود، ولی با هر برقی كه در آسمان زده میشد، او میایستاد ، به آسمان نگاه میكرد و لبخند می زد و این كار با هر دفعه رعد و برق تكرار میشد.
زمانیكه مادر اتومبیل خود را به كنار دخترك رساند، شیشه پنجره را پایین كشید و از او پرسید:
چكار میكنی؟
چرا همینطور بین راه می ایستی؟
دخترك پاسخ داد: من سعی میكنم صورتم قشنگ بنظر بیاید، چون خداوند دارد مرتب از من عكس میگیرد!

باشد كه خداوند همواره حامی شما بوده و هنگام رویارویی با طوفانهای زندگی كنارتان باشد. در طوفان ها لبخند را فراموش نكنید!
پي نوشت 1:زندگي را تو بساز ، نه بدان ساز که سازند و پذيري بي حرف زندگي يعني جنگ ، تو بجنگ ، زندگي يعني عشق ، تو بدان عشق بورز...
پي نوشت 2:از بیم آنکه جایت تنگ شود،دلتنگ نمی شوم...
پسر ايراني
سينما 4 بعدي و 5 بعدي

تا اومد شام آماده بشه رفتيم يه گشتي داخل شهر زديم،رسيديم به يه پاساژ به اسم "سيتي سنتر"،طبقه بالاي اين پاساژ يه شهربازي بود و بچه كوچيكايي كه همراهمون بودند با شور و اشتياق جيباي باباهاشون رو خالي نمودند،من و زن داداشم هم تا چشممون افتاد به سينماي 4 بعدي ذوق كرديم،ما كه توي عمرمون دو بعدي هم به زور ديده بوديم همچين بُعد زياد اين سينما چشمهامون رو خيره ميكرد...جاتون خالي خيلي كيف داد و هيجان داشت...مار و سوسك و دايناسور اونجا بهمون زهر ميپاشيدند و از سر و كولمون بالا ميرفتند![]()

ديشب هم با دوستم رفتيم نمايشگاه پل شهرستان،برگشتنه چشمم افتاد به شهربازي گفتم مينا؟گفت هان!
گفتم بيــــــــــا بريم شهربازي اونم پــــــــــــايه گفت باشه بزن بريم...اونجا هم سينما 5 بعدي داشت و منم از بس 4 بعديشو واسه مينا تعريف كرده بودم منو به زور كشوند گفت بايــــــــد با منم بيـــــــــاي.
خلاصه اينكه به شما هم پيشنهاد ميكنم اين سينماهاي چند بعدي را بريد ببينيد چون حداقل ارزش يه بار ديدنش رو داره...
پي نوشت 1:من از كساني كه حيله گري را حكمت، نافرماني را شجاعت و ياوه گويي را حقيقت مي پندارند، نفرت دارم...
پي نوشت 2:دوستان تو رو خدا اين کفشهاي نوئي رو که براي عيد مي خرين قبل از عيد يه دو سه بار بپوشين آخه نوئيش بدجوري ضايس !
پي نوشت 3:آيا مي دانيد در ايران امروز نزديک شدن دختر و پسر به همديگر جهت شناخت، قبل از ازدواج، عيب است ولي جدا شدنشان با دو تا بچه بعد از ازدواج عيب نيست!
پي نوشت 4:خدايا نوکرتم حکمت بسمونه يه کم رحمت اعطا بفرما !
بيخيــــــــــــال
خدا شونه هامونو فقط واسه اينکه کوله بار غم هامونو روش بذاريم نيافريده،
آفريده تا بعضي وقتها بندازيمشون بالا بگيم :
"بي خيال"...

پي نوشت:يكي از سختترين كارهاي دنيا اين است كه براي ديگري توضيح بدهي دقيقاً چه مرگته!!!
ساعت چنده؟جديد يا قديم؟
ميپرسي ساعت چنده؟ميپرسه:جديد يا قديم؟و اين داستان به مدت شش ماه ادامه دارد
البته به قول يكي از دوستام:چندين ميليارد پول و انرژي به خاطر اين يك ساعت صرفه جويي ميشه!
پي نوشت 1 :هيچ وقت سعي نکن مالک آدمي بشي که بهش علاقه داري .. چون از دستش ميدي .. فقط همراهش باش
پي نوشت 2:يا به تو مي انديشم...يا به اين مي انديشم كه چرا؟به تو مي انديشم...
فرق هفت با هفت
پي نوشت 1:تصميم شبيه به ماهي است...گرفتنش آسان و نگه داشتنش دشوار است...
پي نوشت2:مهم نيست که قفلها دست کيست، مهم اينست که کليدهادست خداست. ازته دل دعاميکنم که شاه کليد تمام قفلها رو از خدا عيدي بگيريم...
پي نوشت 3:نگاهت رنج عظيمي است...وقتي بيادم مي آورد كه چه چيز هاي فراواني را هنوز به تو نگفته ام و چه چيزهاي فراواني را هنوز به من نگفته اي...
عيد و عيد ديدني بووووووووووس
شبنم(dewdrop)متولد 13 تير 1369 ساكن اصفهان و دانشجوي رشته نرم افزار كامپيوتر،درباره ي خودم بايد بگم كه من يه زماني آدم كاملا بي تجربه اي بودم و همچنين ديدم به زندگي يه شكل ديگه بود ولي مدتيه كه تجربه هام نسبتاً زياد شده و همچنين از يه زاويه ديگه به زندگي و قشنگيهاش نگاه ميكنم...