خدايا چرا اينقدر گرمه؟

امسال گرما وضعیت بی سابقه ای داشته این گونه که مسئولین می گویند این گرما در هفتاد سال اخیر بی سابقه بوده...

بچه که بودم دلم می خواست همیشه تابستان بود و هیچوقت تمام نمی شد ، آن موقع فقط به فکر بازی بودم و اوقات فراغت.مژه

اما اکنون آرزو می کنم که ای کاش هیچوقت تابستان نمی آمد. کلافه

بنده 6 واحد تابستانه برداشتم و توي اين گرما با وسيله هاي نقليه برم و بيام توي اين هواي گرم ساعتهاي مياني روز كافيه يه روز منتظر تاكسي و اتوبوس رو پا بايستيد تا بفهميد من چي ميگم...

به قول يكي از دوستام كاش باباي ما هم يه ذره مايه دار تر بود و براي ما خانومهاي محترم يكي يه ماشين ميخريد تا اينقدر اذيت نشيم.عینک

دانشگاه هم كه ميرسم اكثر اوقات برق نداره و كولر بي كولر.اوه

گرما خيلي اذيت ميكنه بعضي وقتا واقعاً طاقتم تموم ميشه...گرما بي حوصله و عصبي ميكنه آدمو.

ولي واقعاً هندوانه خنك و قرمز ميچسبه مگه نه؟

تو این گرما بیا دیوونه گردیم / تو حوض آب یخ وارونه گردیم /که این گرمای سوزان کشت ما را / برای هم بیا هندونه گردیم !  hee hee

چه حس خوبيه همش گوشي آدم زنگ بخوره...

ديروز آقا مجيد(شوهر خواهرم)گوشيش را به مدت يه صبح تا ظهر خونه ما جا گذاشته بود اينقدر اين گوشي زنگ خورد كه سرمون رفت.نگران

يه نگاه به گوشي خودم انداختم و آهي كشيدم،به خواهرم گفتم خوش به حالش،چرا پس گوشي من صداش در نمياد؟چي ميشد منم روزي چند بار گوشيم زنگ ميخورد؟

باور كنين گوشي من اگه يه هفته هم خونه يكي جا بمونه در استراحت كامله نهايتش چند تا اس ام اس از دوستان و يه بارم مامانم زنگ ميزنه ميپرسه:كجايي؟

شب از آقا مجيد پرسيدم:حس خوبيه شما اينقدر زنگ خور دارين؟واقعاً خوش به حالتون فكر كنم حس خيلي خوبي باشه...مژه

بهم خنديد گفت:چرا حس ميكني خوبه؟خنده

گفتم:نميدونم حس مهم بودن به آدم دست ميده.

اينم عكس گوشي شبنم(3500)در استراحت كــــــــــــــامل:خواب



آيا اصفهانيا خسيسن؟

القابي كه به مردم هر شهري نسبت داده شده سوژه اي براي خنده و جكه!

من با جك هاش مخالف نيستم بالاخره اگه مردم روزي چند تا اس ام اس لر و ترك و قزويني و اصفهاني و ...به هم ندن پس به چي بخندن؟نیشخند

يه جك اصفهاني براي خنده:يه اصفهاني ميخواسته پول به كسي بده دستش مي لرزيد . گفتند زودباش چرا مي لرزي ؟ ميگه آخه ميخوام پول بدم ، جون كه نميخوام بدم كه يهو بدم...خنده

خلاصه اينكه آبادانيا به لاف زني،رشتيا به بي غيرتي،لرها و تركها به كم عقلي،قزوينيا به فساد اخلاقي،كاشانيا به ترسو بودن و اصفهانيا به خسيس بودن معروفن.

شرمنده كه بعضي از اين القاب را مثال زدم...خجالت

ميخوام بگم كه متاسفانه بعضيا اين لقبها را كاملاً واقعي ميدونن و حتي سراغ دارم افرادي را كه به خاطر اين القاب از مردم فلان شهر تنفر پيدا ميكنن در صورتي كه اگه واقع بين باشيم ميفهميم كه اين القاب هركدومشون به دلايلي نسبت داده شده...

اصفهانی خسیس نیست ، زرنگه و چون برای هر چیز بی ارزش پول نمی ده و با حساب و کتاب خرج می کنه و چون هیچکس نمی تونه سر اصفهانی کلاه بذاره برای همین فکر می کنند اصفهانی خسیسه.

در قدیم چون تجارت رونق خیلی زیادي در اصفهان داشته مردم اصفهان درست مصرف کردن رو یاد گرفتن و پول رو به جا و درست خرج می کنند ما می دونیم که اصفهان به مهمون نوازی معروفه! به نظر شما خساست با مهمون نوازی جور در میاد؟؟؟؟ نگران

خيلي جاها هم اصفهانيا ثابت كردند كه از خيليا دست و دلباز ترند نمونش لينك زير:

گران قیمت ترین ماشین عروس جهان در اصفهان دیده شد.

پس بنابراين من به اصفهاني بودنم افتخار ميكنم،شما هم اهل هركجاي اين آب و خاك هستيد افتخار كنيد و در مقابل اين القاب نقطه ضعف نشون ندين.

rose

اگر...

اگر دروغ رنگ داشت هر روزشاید ده ها رنگین کمان از دهان ما نطفه می بست و بی رنگی کمیاب ترین چیزها بوداگر عشق ارتفاع داشت من زمین را زیر پای خود داشتم و تو هیچ گاه عزم صعود نمی کردی آنگاه شاید پرچم کهربایی مرا در قله ها به تمسخر می گرفتی
اگر گناه وزن داشت هیچ کس را توان آن نبود که گامی بردارد
اگر دیوار نبود نزدیکتر بودیم, همه وسعت دنیا یک خانه می شد
و تمام محتوای سفره سهم همه بود
و هیچ کس در پشت هیچ ناکجایی پنهان نمی شد

اگر خواب حقیقت داشت، همیشه با تو در آن ساحل سبز لبریز از نا باوری بودم...

اگر همه سکه داشتند, دلها سکه را بیش از خدا نمی پرستیدند و یکنفر کنار خیابان خواب گندم نمی دیدتا دیگری از سر جوانمردی بی ارزشترین سکه اش را نثار او کند
اگر مرگ نبود زندگی بی ارزشترین کالا بود, زیبایی نبود, خوبی هم شاید
اگر عشق نبود به کدامین بهانه می خندیدیم و می گریستیم؟
کدام لحظه ناب را اندیشه می کردیم؟ چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟
آری بیگمان پیش تر از اینها مرده بودیم, اگر عشق نبود
اگر کینه نبود قلبها تمام حجم خود را در اختیار عشق می گذاشتند
و من با دستانی که زخم خورده توست
گیسوان بلند تو را نوازش می کردم
و تو سنگی را که من به شیشه ات زده بودم به یادگار نگه می داشتی و ما پیمانه هایمان را شبهای مهتابی به سلامتی دشمنانمان پر می کردیم.

 

تلنگري بر روح

درود

ديشب بچه داييم كه 2 ماهشه را بغل كرده بودم همين جور كه تو بغلم بود پيش خودم فكر ميكردم...

 واقعاً چرا وقتی که آدما کوچیکتر و کوتاهترند به خدا و آسمون نزدیکترند اما هر چی که بزرگتر و بلندتر میشن ازش دور و دورتر میشن ؟؟!



به خودم فكر كردم به اينكه چرا من هميشه دوست خدا نميمونم؟

منكه ميدونم بهشت و جهنمي هست.....منكه ميدونم خدايي هست...منكه ميدونم بدون خدا هيچم...

اگه با عقل خودمون بسنجيم ميفهميم كه از خدا دور شدن هزار دليل داره...

يكي از دلايلش بي توجهي ما نسبت به نمازه کسی که خدا رو قبول داره ، نماز رو قبول داره ، اما بهش میگی نماز بخون میگه: الان حسش نیست .یا مثلا بهش میگی پاشو نمازت رو بخون  ؛ میگه بابا همین الان اذان گفتن هنوز کلی وقت هست ، بی خیاله .این باعث سست شدن ریسمان ما با خدا میشه .

مثلاً خود من بعضي وقتا پيش اومده فيلم كه شروع ميشه فيلم را اولويت ميدم به نماز اول وقت...

يكي از دليل ديگه انجام كارهاي حرامه!

صد تا كار حرام داريم ولي يك ساده شو مثال ميزنم:

مثلاً اين روزا تا بهمون ميگن اين موسيقيا چيه گوش ميدي برميگرديم بهش ميگيم:برو جانماز آب نكش...

ولي توجه نداريم كه ما موسیقی لهوی داریم. ممکن است موسیقی ـ به اصطلاح فقهی اش ـ موسیقی لهوی باشه لهو یعنی، غفلت یعنی، دور شدن از ذکر خدا، دور شدن از معنویت دور شدن از واقعیّت های زندگی، دور شدن از کار و تلاش و فرو غلتیدن در ابتذال و بی بندوباری...

دلیل دیگه میتونه  درک نکردن ما باشه : اینکه ما عظمت خدا رو درک نکردیم...

ما برای پدر مون خیلی احترام قائل هستیم ... اما اینو درک نکردیم که  اگر ما پدری داریم اگر مادری داریم، اگر داریم سالم زندگی میکنیم ، اگر درک کرده باشیم خداست که همه چیز رو به من داده و بدون هیچ دلیلی میتونه ازمون پس بگیره...

دلیل دیگه هم میتونه این باشه که امکان داره خدای نکرده زبونم لال خدا مارو ول کرده باشه .... روایت داریم خدا 40 حرمت برای بنده اش قرار داده هر گناه  کبیره ای  که میکنه یک حرمت یا یک پرده ی ستاریت از بین میره . وقتی این بنده دیگه پرده ای نداشت برای پشوندن گناهاش اون لحظه است که خدا ولش کرده . خدا گفته برو دیگه من باتو کاری ندارم . 100 سال هم بهت عمر میدم برو دنبال الواتی.خیلی بده .....خیلی بده اگر خدا با انسان قهر کنه...

خداوند میفرماید اگر بنده های من میدیدند که حتی لحظه ی گناه کردن چگونه من شوق برگشتشون رو دارم همه در جا جون میدادند و میمردند.

سعي كنيم اگه بدترین گناه رو مرتکب شدیم با خدا قهر نکنيم بلند شيم و بگيم خدایا غلط کردم نفهمیدم .باور کنين خدا می بخشه چون خودش گفته من رحمان رحیم هستم...

دوست نزدیکتر از من به من است

وین عجیبتر که من از وی دورم

چه کنم با که توان گفت که او در کنار من و من مهجورم...

متني كه بعداً اضافه شده:

من هيچ وقت دليل قاطع و محكمي پيدا نميكنم كه چرا از خدا دور ميشيم؟

فقط همين دلايل به ذهنم اومد و براتون نوشتم و از حرفا به هيچ وجه اعتقاد آخوندي ندارم و نخواهم داشت...خداییش خودتون کلاهتونا قاضی کنيد، فکر میکنین چند درصد از مردم ایران به آخوند جماعت علاقه دارن؟ یا فکر میکنن که در کل آدمای خوبی هستن؟

آخرش هرچي شد آخر دنيا نيست

شاعر ميگه:

اين همه بيداري مال تو تنها نيست 

آخرش هرچي شد آخر دنيا نيست

در مورد بيداري بايد بگم كه اين مدت اصلاً بيداري نكشيدم چون من از خواب شبم نميتونم براي درس بزنم...ولي در كل به خاطر استرسي كه براي بعضي درسا دارم يه خواب راحت نداشتم خدارا شكر يه دو واحدي مونده كه شنبه ميدم و خلاص!

در اين مدت امتحانات بايد بعضي كارا را جبران كنم چون خيلي مهمه مينويسم اينجا تا ثبت بشه و حتماً انجامشون بدم:

اول براي مامانم(قربونش برم الهي) كه توي اين مدت اصلاً كمكش نكردم و دست به سياه و سفيد نذاشتم...

دوم آيدا جونم كه توي اين مدت حسابي بي محليش كردم و حتي سرش داد كشيدم:برو بيـــــــــرون اونم با عمه اش قهر كرده و بايد حسابي از دلش در بيارم...

سوم اتاقم كه واقعاً اگه ببينيد خنده تون ميگيره از وضعيتش...

يه شاعر ديگه ميگه:

روزي كه به دنيا آمدي تو مهربان

جمعي به تو خندان و تو بودي گريان

كاري كن اي دوست كه در وقت مردن

جمعي به تو گريان وتو باشي خندان

يكشنبه براي من روز قشنگيه....

 چراشو خودتون بفهميد.

ياعلي.