سلام
بابا، سلام مامان ميدونم از اينكه باز هم از اين كلمه استفاده كردم
ناراحت هستيد. مامان هر وقت اين كلمه رو به كار بردم،گفتي: اين چه حرفيه
كه تو ياد گرفتي،تا بهت حرف ميزنيم ميگي گير نده!!!گير
يعني چي دختر؟من و پدرت دلمون برات ميسوزه و به خاطر خودت اين حرفها رو
ميگيم. اما مامان چاره ندارم، دوباره و چند باره بايد اين كلمه رو تكرار
كنم. ميخوام امروز براتون بگم كه چرا ما جوونا به شما پدر و مادرها
ميگيم: لطفاً گير ندهيد...مامان،
بابا، خودتون رو بزاريد جاي من...بابا،مامان،منم دخترتون منم حرف دارم منم
از گير دادن شما خسته شدم از بس كه به همه حركات و رفتار من گير داديد
خنديدم،گفتيد نخند، تو دختري گريه كردم، گفتيد همين ديگه ضعيفي،تا بهت حرف
ميزنيم گريه ميكني آروم بودم، گفتيد از دختراي مردم ياد بگير، ببين چيكار
ميكنند شلوغ و شاد و پر سر و صدا شدم، گفتيد خجالت بكش دختر، يه خورده
سنگين باش زود ميام خونه ميگين چرا زود اومدي؟؟دير ميام خونه ميگين چرا دير
اومدي؟؟خلاصه هر كاري كردم گير داديد چپ
رفتم گير داديد. راست اومدم گير داديد. خوب خسته شدم، مجبورم فرياد بزنم
لطفاً اينقدر گير نديد...
اگه بخوام بگم كه چرا
ميگيم به ما گير نديد، بايد ساعتها حرف بزنم و از همه چيز صحبت كنم. اما
ميدونيد اگر ميگيم به ما گير نديد به خاطر اينه كه ميخوايم يه خورده ما
رو درك كنيد...چه اشكالي داره وقتي ميخواهيد با ما برخورد كنيد ياد دوران
جواني و نوجواني خودتون بيافتيد، چه اشكالي داره؟موقع برخورد با ما يه كم
كوچولو بشيد و سنتون رو به ما نزديك كنيد. چه اشكالي داره وقتي از سر و وضع
ما خوشتون نمياد بريد يه سري به آلبوم عكسهاتون بزنيد و قيافههاي خودتون
رو تو دروان جواني ببينيد؟چه اشكالي داره با ما رفيق باشيد؟به خدا ما قدر
رفاقت شما رو مي دونيم. آدماي با معرفتي هم هستيم... حتم بدونيد بحث رفاقت
باشه تا آخر خط با شما هستيم. اما خواهش ميكنم گير دادن رو بزاريد كنار،
يه عمر گير داديد نتيجه نداد. حداقل روشهاي ديگه رو امتحان كنيد. باور
كنيد نتيجه اونها بيشتر از اين روشه.
اما
در آخر اينم بگم. بهمون گير ميديد ولي بازم دوستتون داريم. ناراحتمون
ميكنيد بازم دوستتون داريم. تحقيرمون كنيد بازم دوستون داريم. به قول شاعر
چه جوري بگيم دوستتون داريم؟!!!
ما مخلص شما پدر و مادرها هستيم و عاشقانه دوستتون داريم. فقط يه خواهش از شما داريم و اون اينه كه لطفاً اينقدر گير نديد...!
بخدا هیچي تو دنیا بوی عطر پدر مادرو نمیده... 
پ ن 1)به سلامتی هرچی پدره که هوای جیب بچشو داره که توي اين ايام خوش جواني بهش سخت نگذره
پ ن 2)به سلامتی مادرم که بخاطر من شکمش را بزرگ کرد،بخاطر او که خط چشمش
را با عینک عوض کرد،بخاطر او که میهمانی های شبانه را با شب بیدار ماندن در
کنار من عوض کرد،پول کیفش را با پوشک بچه عوض کرد. بخاطر آن مادری که همه
چیز را با عشق عوض کرد...
پ ن 3)با زندگی قهر نکن!دنیا منت هیچ کس و نمی کشه...
بعداً نوشت:اين پست وبلاگ را به مامان و بابام نشون دادم حرفهاشون را كه در جواب گفتند براتون مينويسم:
شبنم خانوم شما اشتباه ميكنيد كه فكر ميكنيد ما گير ميدهيم و در واقع اين تجربيات ماست كه در اختيارتون قرار ميديم شما مو را ميبينيد و ما پيچش مو...
در مورد خنده و گريه و آروم و شلوغ بودن بايد بدوني كه هر كدومش بايد در حد تعادل باشه،تا شخصيتت زير سوال نره...
شبنم خانوم هر لحظه كه از خونه بيروني ما دو تا تمام ذهن و حواسمون با تو بيرونه تا تو برگردي و هر لحظه نگرانتيم حتي اگه 5 دقيقه دير و زود كني...
ما كاملاً تو را درك ميكنيم و بهت اطمينان كامل داريم ولي جو جامعه مورد اطمينان نيست كه اون آزادي هايي كه دلت ميخواد ما بهت بديم...
اگه بخوايم به اون دوران جواني خودمون برگرديم الانه بايد شما صد برابر محدودتر از اين كه الان هستي باشي...در مورد تيپ و قيافه هم كاملاً در اشتباهي چون اون زمان براي خريد لباس حتي در انتخاب لباس هم آزادي نداشتيم چه برسه به مدل پوشيدنش...
ما باهات رفيقيم ولي اصلاً چشمت اين رفاقتي كه باهات داريم رو نميبينه...
ما هم دوستت داريم و عاشقتيم...
از شما جوونا هم ميخوايم كه احساسات ما را درك كنيد و بفهميد كه براي آينده و خوشبختي خودتونه كه توي سر و مغزمون ميزنيم...
شما جوونا وقتي اينو ميفهميد كه خودتون پدر و مادر شديد...