دست خودم نیست اشکام همینجوری داره سر می خوره میاد پایین

دلم نمی خواد گریه کنم ..ولی دست خودم نیست اشکام همینجوری داره سر می خوره میاد پایین.............

اين دل ما هم بگير نگير داره

يه روز ميگيره ... سه روز ول ميکنه ... اونوقت دوباره ميگيره ... حالا مگه ديگه ول ميکنه

فكر مي كنم هر آدمي در زندگيش لحظه‌هايي دارد كه پنهان‌اند لحظه‌هايي كه دلش نمي خواهد كسي ديگر از آن‌ها خبر داشته باشد،اگر كسي خبردار شود، ممكن است سرزنشش كند. ممكن است منظورش را نفهمد.

هر آدمي وقتي به اين لحظه‌ها مي رسد، وقتي يادش مي افتد كه چه لحظه‌هاي پنهان دارد، حس مي كند گناهكار است،هم دوست دارد اين حس را با كسي درميان بگذارد، هم مي ترسد اين كار را بكند. مشكل در اين ترس است...

پ ن1)بزرگترین لذت در زندگی ، انجام کاریست ، که دیگران میگویند" نمیتوانی انجام بدهی

مرغ،جغد،خجالت بكش!!!

قبل از 12 بخوابيم ميگن مرغي،بعد از 12 بخوابيم ميگن جغدي،رأس 12 بخوابيم ميگن برو خجالت بكش بابا با اين سر وقت خوابيدنت...چه كار كنيم بالاخره؟I don't know - New!

پشت سر هر معشوق ، خدا ایستاده است

پشت سر هر معشوق ، خدا ایستاده است


پشت سر هر آنچه که دوستش می داری


و تو برای این که معشوقت را از دست ندهی

بهتر است بالاتر را نگاه نکنی

زیرا ممکن است چشمت به خدا بیفتد

و او آنقدر بزرگ است

که هر چیز پیش او کوچک جلوه می کند




پشت سر هر معشوق ، خدا ایستاده است

اگر عشقت ساده است و کوچک و معمولی

اگر عشقت گذراست و تفنن و تفریح

خدا چندان کاری به کارَت ندارد

اجازه می دهد که عاشقی کنی

تماشایت می کند و می گذارد که شادمان باشی . . .




اما هر چه که در عشق ثابت قدم تر شوی

خدا با تو سختگیرتر می شود

هر قدر که در عاشقی عمیق تر شوی و پاکبازتر

و هر اندازه که عشقت ناب تر شود و زیباتر

بیشتر باید از خدا بترسی

زیرا خدا از عشق های پاک و عمیق و ناب و زیبا نمی گذرد

مگر آنکه آن را به نام خودش تمام کند




پشت سر هرمعشوقی ، خدا ایستاده است

و هر گامی که تو در عشق برمی داری

خدا هم گامی در غیرت برمی دارد

تو عاشق تر می شوی و خدا غیورتر

و آنگاه که گمان می کنی معشوق چه دست یافتنی است

و وصل چه ممکن و عشق چه آسان




خدا وارد کار می شود و خیالت را درهم می ریزد

و معشوقت را درهم می کوبد

معشوقت ، هر کس که باشد

و هر جا که باشد و هر قدر که باشد

خدا هرگز نمی گذارد میان تو و او ، چیزی فاصله بیندازد

معشوقت می شکند و تو ناامید می شوی

و نمی دانی که ناامیدی زیباترین نتیجه عشق است

ناامیدی ازاینجا و آنجا

ناامیدی از این کس و آن کس

ناامیدی از این چیز و آن چیز




تو ناامید می شوی و گمان می کنی

که عشق بیهوده ترین کارهاست

و برآنی که شکست خورده ای

و خیال می کنی که آن همه شور و آن همه ذوق

و آن همه عشق را تلف کرده ای

اما خوب که نگاه کنی

می بینی حتی قطره ای از عشقت

حتی قطره ای هم هدر نرفته است

خدا همه را جمع کرده و همه را برای خویش برداشته

و به حساب خود گذاشته است




خدا به تو می گوید:

مگر نمی دانستی

که پشت سر هر معشوق خدا ایستاده است؟

تو برای من بود که این همه راه آمده ای

و برای من بود که این همه رنج برده ای

و برای من بود که اینهمه عشق ورزیده ای

پس به پاس این ؛

قلبت را و روحت را و دنیایت را وسعت می بخشم

و از بی نیازی نصیبی به تو می دهم.

و این ثروتی است که هیچ کس ندارد

تا به تو ارزانی اش کند




فردا اما تو باز عاشق می شوی

تا عمیق تر شوی و وسیع تر و بزرگ تر و ناامیدتر

تا بی نیازتر شوی و به او نزدیکتر




راستی :

اما چه زیباست

و چه باشکوه و چه شورانگیز

که پشت سر هر معشوقی خدا ایستاده است!



عرفان نظرآهاری


پ ن:چه خوب است اگر اینگونه ببینیم...

دايي كوچولو

تو تاکسي نشسته بودم اون آقاهه که بغل راننده بود يه بچه بغلش بود،هي بهش مي گفت دايي جونم نکن ،دايي جون مواظب باش.بعد راننده گفت چه خواهر زاده ي شيطوني دارين ماشالا يارو گفت خواهر زاده ام نيست داييمه! ؟؟
همه ترکيديم از خنده
قهقهه

من خشكل ترم يا تو زشت تري؟

بابام ميره جلو آئينه ازم ميپرسه، به نظرت من خوشگل ترم يا تو زشت تري؟نیشخند

پي نوشت:دل،تماشایی مهر است اگر بي كينه است - كه جهان ، آينه در آينه در آیينه است...

بچه باشيم يا بزرگ؟!!!

وقتي از بچگي خسته ميشي دوس داري زودتر بزرگ بشي ، بزرگ ميشي ياد بچگي ميافتي دوس داري بچه باشي ، واقعا که آدم نميدونه بچه باشه بهتره يا بزرگ باشه؟!!!

بابا،‌ مامان، لطفاً اينقدر گير نديد...!

سلام بابا، سلام مامان مي‌دونم از اين‌كه باز هم از اين كلمه استفاده كردم ناراحت هستيد. مامان  هر وقت اين كلمه رو به كار بردم،گفتي: اين چه حرفيه كه تو ياد گرفتي،تا بهت حرف مي‌زنيم مي‌گي گير نده!!!گير يعني چي دختر؟من و پدرت دلمون برات مي‌سوزه و به خاطر خودت اين حرف‌ها رو مي‌گيم. اما مامان چاره ندارم، دوباره و چند باره بايد اين كلمه رو تكرار كنم. مي‌خوام امروز براتون بگم كه چرا ما جوونا به شما پدر و مادرها مي‌گيم: لطفاً گير ندهيد...

مامان، بابا، خودتون رو بزاريد جاي من...بابا،مامان،منم دخترتون منم حرف دارم منم از گير دادن شما خسته شدم از بس كه به همه حركات و رفتار من گير داديد خنديدم،گفتيد نخند، تو دختري گريه كردم، گفتيد همين ديگه ضعيفي،تا بهت حرف مي‌زنيم گريه مي‌كني آروم بودم، گفتيد از دختراي مردم ياد بگير، ببين چيكار مي‌كنند شلوغ و شاد و پر سر و صدا شدم، گفتيد خجالت بكش دختر، يه خورده سنگين باش زود ميام خونه ميگين چرا زود اومدي؟؟دير ميام خونه ميگين چرا دير اومدي؟؟خلاصه هر كاري كردم گير داديد چپ رفتم گير داديد. راست اومدم گير داديد. خوب خسته شدم، مجبورم فرياد بزنم لطفاً اينقدر گير نديد...

اگه بخوام بگم كه چرا مي‌گيم به ما گير نديد، بايد ساعت‌ها حرف بزنم و از همه چيز صحبت كنم. اما مي‌دونيد اگر مي‌گيم به ما گير نديد به خاطر اينه كه مي‌خوايم يه خورده ما رو درك كنيد...چه اشكالي داره وقتي مي‌خواهيد با ما برخورد كنيد ياد دوران جواني و نوجواني خودتون بيافتيد، چه اشكالي داره؟موقع برخورد با ما يه كم كوچولو بشيد و سنتون رو به ما نزديك كنيد. چه اشكالي داره وقتي از سر و وضع ما خوشتون نمياد بريد يه سري به آلبوم عكس‌هاتون بزنيد و قيافه‌هاي خودتون رو تو دروان جواني ببينيد؟چه اشكالي داره با ما رفيق باشيد؟به خدا ما قدر رفاقت شما رو مي دونيم. آدماي با معرفتي هم هستيم... حتم بدونيد بحث رفاقت باشه تا آخر خط با شما هستيم. اما خواهش مي‌كنم گير دادن رو بزاريد كنار، يه عمر گير داديد نتيجه نداد. حداقل روش‌هاي ديگه رو امتحان كنيد. باور كنيد نتيجه اون‌ها بيشتر از اين روشه.

اما در آخر اينم بگم. بهمون گير مي‌ديد ولي بازم دوستتون داريم. ناراحتمون مي‌كنيد بازم دوستتون داريم. تحقيرمون كنيد بازم دوستون داريم. به قول شاعر چه جوري بگيم دوستتون داريم؟!!!

ما مخلص شما پدر و مادرها هستيم و عاشقانه دوستتون داريم. فقط يه خواهش از شما داريم و اون اينه كه لطفاً اينقدر گير نديد...!

بخدا هیچي تو دنیا بوی عطر پدر مادرو نمیده... قلب

پ ن 1)به سلامتی هرچی پدره که هوای جیب بچشو داره که توي اين ايام خوش جواني بهش سخت نگذرهاز خود راضی

پ ن 2)به سلامتی مادرم که بخاطر من شکمش را بزرگ کرد،بخاطر او که خط چشمش را با عینک عوض کرد،بخاطر او که میهمانی های شبانه را با شب بیدار ماندن در کنار من عوض کرد،پول کیفش را با پوشک بچه عوض کرد. بخاطر آن مادری که همه چیز را با عشق عوض کرد...

پ ن 3)با زندگی قهر نکن!دنیا منت هیچ کس و نمی کشه...

بعداً نوشت:اين پست وبلاگ را به مامان و بابام نشون دادم حرفهاشون را كه در جواب گفتند براتون مينويسم:

شبنم خانوم شما اشتباه ميكنيد كه فكر ميكنيد ما گير ميدهيم و در واقع اين تجربيات ماست كه در اختيارتون قرار ميديم شما مو را ميبينيد و ما پيچش مو...

در مورد خنده و گريه و آروم و شلوغ بودن بايد بدوني كه هر كدومش بايد در حد تعادل باشه،تا شخصيتت زير سوال نره...

شبنم خانوم هر لحظه كه از خونه بيروني ما دو تا تمام ذهن و حواسمون با تو بيرونه تا تو برگردي و هر لحظه نگرانتيم حتي اگه 5 دقيقه دير و زود كني...

ما كاملاً تو را درك ميكنيم و بهت اطمينان كامل داريم ولي جو جامعه مورد اطمينان نيست كه اون آزادي هايي كه دلت ميخواد ما بهت بديم...

اگه بخوايم به اون دوران جواني خودمون برگرديم الانه بايد شما صد برابر محدودتر از اين كه الان هستي باشي...در مورد تيپ و قيافه هم كاملاً در اشتباهي چون اون زمان براي خريد لباس حتي در انتخاب لباس هم آزادي نداشتيم چه برسه به مدل پوشيدنش...

ما باهات رفيقيم ولي اصلاً چشمت اين رفاقتي كه باهات داريم رو نميبينه...

ما هم دوستت داريم و عاشقتيم...

از شما جوونا هم ميخوايم كه احساسات ما را درك كنيد و بفهميد كه براي آينده و خوشبختي خودتونه كه توي سر و مغزمون ميزنيم...

شما جوونا وقتي اينو ميفهميد كه خودتون پدر و مادر شديد...

آي...آدم ميسوزه

آی‌ آدم میسوزه وقتی‌ که داری تو خیابون راه میری، تو آسمان به این بزرگی‌ یه پرنده صاف میاد رو دست تو خراب کاری می‌کنه...

متنفرم از آدمايي که فقط وقتي که کارت دارن بهت زنگ مي زنن

تا حالا پیش نیومده که به یه نفر زنگ بزنین یا سراغش رو بگیرین،فقط واسه اینکه کارش دارین؟؟؟

من متنفرم از اين آدمايي که فقط وقتي که کارت دارن يادت ميوفتن و ذِرتي بهت زنگ مي زنن... قهر

متنفرم از آدماي... که سالي يه بارم حالتو نميپرسن ولي امان از وقتيکه کارشون بهت بيفته ول کن نيستن !

يه مكالمه واقعي همين امروز صبح(يكي از دوستام پس از چندين ماه بي خبري): ابرو

اون:سلام شبنم خوبي؟

من:سلام مرسي خوبم به به چه عجب!خوبي تو عزيزم؟خوش ميگذره؟

اون:مرسي خوبم...ميگم شبنم من اينترنتم كانكت نميشه تو ميتوني الان وصل شي؟

من:آره ميتونم.

اون:اين سايتي كه بهت ميگم رو يادداشت كن نتايج امتحان خاله منو ببين،اينم شماره كارتش.ببخشيداااا...

من:خواهش ميكنم صبر كن تازه سيستم را روشن كردم...تا بالا بياد....خودت چه خبر دانشگاه ميري؟چه كارا ميكني؟

اون:آره ميرم علمي كاربردي،آره خيلي خوبه...ميگم شبنم اينو ببين من دوباره بهت زنگ ميزنم خيلي ممنون خداحافظ.

اون حتي بهم نگفت بعد اين همه وقت كه نديدمت دلم برات تنگ شده...بيا يه روز ببينمت...از اوضاع احوال منم هيچي نپرسيد،فقط واسه كار خودش...البته انتظاري هم ندارم،واسه كار خودش زنگيده نميتونه كه الكي خوش و بش كنه!!!

يادمه آخرين خبري كه ازش دارم يه اس ام اس بود چندين ماه پيش فرستاده بود و ميخواست پول قرض كنه منم گفتم ندارم نیشخند

به نظر من همچين آدمايي ارزش دوستي ندارن و هر وقت زنگ ميزنن بايد در جوابشون بگيم:وقت ندارم و بپيچونيمشون...

پي نوشت 1:فرا رسيدن ايام شهادت دختر پيامبر اسلام را به همه تسليت عرض ميكنم...

پي نوشت 2:هميشه از "چوب خدا" ترسوندنمون،ولي حتي يک نفر هم به "بوس خدا" اميدوارمون نکرده...


درد نباش ... مرد باش

درود

مشكل يكي از دوستام كمي فكرمو مشغول كرده...

گاهی زیاد طول می کشه که انسان بفهمه ، ورود به هر رابطه ای نمی تواند تنهاییشو پر کنه...

كاش ميفهميديد:

یابه زندگی کسی وارد نشوید!یا به موقع وارد شوید!
غیر از این باشد برای جا کردن خودتان طرف را مجبور می کنید،خیلی چیزها را حذف کند تا شما جاشوید!

روی حرفم، دردم با شماست
اگر زنی را نمیخواهید دیگر
یا برایش قصد تهیه زاپاس را دارید
به او مردانه بگو داستان از چه قرار است
آستانه ی درد او بلند است .
.........یا می ماند
یا می رود!
هر دو درد دارد
اینجا زمین است
حوا بودن تاوان سنگینی دارد
وقتی یک دختر پاک با تمام وجود اعتماد کنه و ب...ی معرفتی ببینه.....میشه یک زخمی که ممکنه آسیب بزنه به هر کس دیگه

من دیشب خدا را دیدم آن گوشه میگریست ، من نیز گریستم ،
هر دو یک درد داشتیم...آدم ها...

تواي مرد شاید بتوانی
تمام قوس ِ تن زن را ، غواصی کنی
دلش ، اما
گیر قلابت نخواهد شد...

تو اي مرد درد نباش مرد باش...

من از خرخونايي که ميگن هيچي درس نخونديم متنفرم

فک کن مثلا يه امتحانيو که هيچي نخوندي ميري سر جلسه ، دل تو خوش مي کني که فلاني و فلاني و فلاني هم هيچي نخوندن ،، از جلسه هم که مياي بيرون همونا ميگن ايول چه آسون بود....بعدا که نتيجه ها مياد رو برد مي بيني که همونا که هيچي نخونده بودن جز بهترين نمره ها هستن و واقعا اون موقس که حالت از اين آدما بهم مي خورهعصبانی

پي نوشت1:ايام نيم ترم رو به همه تسليت مي گم !!

پي نوشت2:هر انسانی دو آموزنده دارد: یکی روزگار و دیگری آموزگار. یکی به بهای زندگیت و دیگری به بهای زندگی اش روز معلم خجسته باد...

پي نوشت3:طالع بيني دانشجويي : يه سکه رو بالا ميندازيم اگه شير اومد ميخوابيم ، اگه خط اومد فيلم مي بينيم و اگه لبه اومد درس مي خونيم. نیشخند

پي نوشت4:جالبه!!!اومدم تو دانشگاه ميگه چرا عطر زدي،ميگم مشكلش چيه؟!!!ميگه بخشنامس...خداييش دانشگاهه ما داريم؟ قهر

نوشته هاي دروغين

هيچ گاه به نوشته هاي روي واحدهاي اتوبوسراني اعتماد نكنيد مقصد خود را از راننده يا افرادي كه توي اتوبوس اند سوال كنيد و اطمينان پيدا كنيد كه درست سوار شده باشيد نهايتش سرت داد ميزنند ميگن "مگه كوري؟روش نوشته!"ولي بهتر از اينه كه يك دفعه وسط راه بفهمي كه اشتباه سوار شدي و گول نوشته هاي دروغين را خوردي...

(شبنمِ گمشده در راه خانه افسوس)

فيس بوك...

بعد از برگشتن از كارآموزي!!!يكي از سختترين كارها توي دنيا اينه كه ، يكي از دوستات (كه آشنائيش با كامپيوتر در حد موزيك گوش دادنه ! ) از تو بخواد كه، بهش توضيح بدي فيس بوك چيه و دقيقآ به چه دردي ميخوره...خنثی

پي نوشت:اين روزها همه فيس بوك دارند شما چطور؟نیشخند

حجاب محدوديت يا مصونيت؟!!!

به نظر شما حجاب محدوديته يا مصونيت؟

با وارد شدن به فصل گرما اين سوال فكر خيليا را مشغول ميكنه...

به نظر من کسي که حجاب واقعي داره خيلي هم لذت ميبره اوني که تظاهر به حجاب ميکنه حال آدم رو بهم ميزنه...
و چه حرف قشنگي گفته دکتر شريعتي: به جاي آنکه لباس زن امروزي را تعيين کنيد، فکر او را اصلاح کنيد او خود تصميم خواهد گرفت...
حجاب براي کسي که آگاهانه آنرا انتخاب کرده مصونيت است و براي کسي که مجبور به داشتن حجاب ميشه "محدوديت".
متاسفانه اينقدر به مسائل ديني ما افراطي عمل شده که هر جواني از دين و شرع و . . . به چشم محدوديت نگاه ميکنه نه مصونيت ، نه محبوبيت و نه مقبوليت و...
مثلا اينکه حجاب تا حدود زيادي موروثيه يعني اگه خانواده محجبه باشن بچه هم بايد محجبه باشه اگه نباشه تو فاميل يه جوري نگاهش ميکنند. به نظر من بهتره انتخابي باشه نه به اجبار،اگه انتخابي باشه تا ميره خارج هم اونطوري نميشه

زنم، آزادم
هنوز نفس ميکشم،

غريبه نيستم، نفس‌هايم را خفه نکنيد، بر سرم حجاب مالکيت نکشيد، عروسک نيستم... طاقچه‌اي هم نيست که بر سر آن بنشينم که نگاهم کنيد... بازي‌هاي بي‌ محتواي زن و مرد تمام شد... اگر پا به پا نميايي‌... دست به دستم نکن... دوستم داشته باش براي آنچه که هستم، نه آنچه که تو مي خواهي

پي نوشت:آنان که حجاب را به همسرانشان تحميل مي کنند مي ترسند که ديگران همچون خودشان به بي حجابها بنگرند...

بفرما آلوچه

سلامي به گرمي آش رشته اميدوارم هر جا هستيد شاد و سلامت باشين...لبخند

در حال حاضر در حال خوردن آلوچه هستم گفتم يه پست بزارم دل شما را آب كنماز خود راضی

هي نمك ميزنم و هي ميخورم...هي نمك ميزنم و هي ميخورم...هله هلهنیشخند

توي فصلي كه آلوچه نيست دل من بدجوري هوس ميكنه و آلوچه را توي ذهنم تصور ميكنم و دلم براش قش ميره...الان كه فصل آلوچه شده بسي خوشحالم!!!

خيلي آلوچه دوست دارم ولي حيف كه گرونه!!!الان كه كيلويي 6000 تومانه لامصب! hee heeولي با اين حال نميشه ازش گذشت بخرين و بخورين كه خوردنش قد يه دنيا كيف ميده...زبان

پي نوشت:فصل گرما نزدیک است تن را باید شست اسپری باید زدنیشخند

آهـــــــــــــــاي روزگار

آهاي ِ روزگار...!
برايم مشخـــص کن
اينبــار کــدام سازت را کوک کــرده ايي تا برايم بزنـــي
مي خواهـــم رقصــم را با سازت هماهنگ کنم
زخمي بر پهلوانم است!

روزگار نمك ميپاشد و من پيچ و تاب ميخورم

و همه گمان ميكنند كه ميرقصم!!!

پي نوشت:زندگي رو سخت گرفتيم، خفَمون کرد! آسون گرفتيم، حوصلَمونُ سر برد، آخر نفهميديم کجاشُ بگيريم؟!!!

اين روزها آب و هواي دلم آنقدر باراني است که رخت هاي دلتنگيم را فرصتي براي خشک شدن نيست...

ريملوژيستي و صندلوژيستي

آيا ميدانيد:

ريمل با اعتماد به نفس رابطه دارد هرچه ريمل غليظ تر اعتماد به نفس پايين تر

و

آيا ميدانيد:
آناني که در فصل گرما صندل بي جوراب مي پوشند دو دسته هستند:آنان که انتخابي به جا داشته اند و آناني که از اعتماد به نفس کاذب رنج مي برند 

(شبنم ريملوژيست و صندلوژيست نیشخند)