برو رو پل هوايي يه نگاه اينور يه نگاه اونور حـــــــــالا برش دار

جايي كه بنده ميرم كارآموزي يه جاي دولتي و نظاميه و چادر براي خانوما اجباريه...بنده هم يك عدد چادر ملي خريدم به مبلغ 18000 تومان.hee hee

بسي زيبا و دلربا ميشيم وقتي سرمون ميكنيم البته من نميگما!بقيه ميگن خيلي بهت مياد...لبخند

روز اول خيلي برام سخت بود...پشت كامپيوتر كه نشسته بودم چادر پيچيده زير صندلي،خواهرم كه همون جا كار ميكنه بهم گفت:شبنم چادرت!!!وااااااي نگاش كن

كلي خاكي شده بود چيكار كنم بلد نيستم خب عادت ندارم اونجايي كه هستم توي دستشويي هم بايد با چادر رفت...خنثی

وقتي از شركت اومدم بيرون اينقدر كلافه بودم كه توي پل هوايي يه نگاه كردم اينور يه نگاه كردم اونور و ديدم كسي نيست منم با يك حركت دكمه هاشو باز كردم و برش داشتم و چلوندم توي كيف...dancing

بار دوم هم كه رفتم بازم اوضاع به همين منوال:برو تو پل هوايي يه نگاه اينور يه نگاه اونو كسي نيست حــــــــــالا...خنده

ولي امروز كه بار سومه رفتم كارآموزي قبل اينكه برسم به پل هوايي به خودم گفتم:شبنم خب اين چه كار زشتيه توي پل هوايي انجام ميدي؟خجالت نميكشي؟نميگي يه وقت يكي ميبينه ميگه اين دختره از ترس ننش چادر سرش كرده حالا داره رو پل برميداره؟خب قشنگ با همون چادر برو...اين جملات را با خودم تكرار ميكردم:

زن در چادر چون گوهری است در صدف!

بهترين سرمايه زن چادر است!

با همون چادر از پل هوايي گذشتم و رفتم اون طرف خيابون و سوار اتوبوس شدم ايـــــــــــول شبنم!!!آفرين خانوميتشویق

جداً حس خوبي بود امروز...اين مدت كارآموزي چادري ميشيم به صورت موقت...يه وقت هم ديدين براي هميشه چادري شدم خدا را چه ديدي؟خیال باطلقلب

قابل توجه پدران و مادران

پدران و مادران عزیز!

گير دادن و كنترل لحظه به لحظه فرزندتان توسط شما، ارتباط مستقيم دارد با كسب مهارتهاي ويژه در پيچاندن شما توسط فرزندتان!

والا بخدا...

تولد يك سالگي وبلاگم

سلام سلام سلام....يه سلام از نوع مرغوب و باحال يه سلام با حال و هواي يه ساله به دوستاي يه ساله...يه سلام از نوع گرم رفاقت براي همه ي كساني كه يه سال همدم و رفيق ما بودن...حالتون خوبه؟

اگه گفتين 21 بهمن(6 روز پيش)چه روزي بود؟روز خيلي خيلي مهم بود واسه اين وبلاگ كه با سادگي خودش به وجود اومده...روز تولد يك سالگي وبلاگ بود..

و حالا اومدم با هم ديگه اين روز مهم اما نه چندان بزرگ را جشن بگيريم...هر چند 6 روز گذشته ولي خب براي جشن گرفتن هيچ وقت دير نيست،اين روزا اينقدر گرفتاري دارم كه اگه سلينا جون توي پست قبلي يادم ننداخته بود پاك فراموش كرده بودم...

اين وبم مثل خيلي وباي ديگه واسه خودش داستاني داره و اتفاقات زيادي توش افتاده...made by Laie

داشتم يه نگاه به پستهاي اول وبلاگ مي انداختم به خودم گفتم چي بوديم و چي شديم...!

فكر كنم خيلياتون پيش خودتون ميگين...dewdrop يعني چي؟چرا اسم اين وبلاگ اينه؟خب الان ميگم:dew يعني شبنم و dewdrop يعني قطره ي شبنم...حالا اينكه چرا دو تا p داره چون يكي قبلاً ساخته بود...

راستش اولا كه اين وبلاگ را ساخته بودم همون اولا يه سري اتفاقاتي واسم افتاد كه نخواستم ديگه ادامه بدم...ولي خب گفتم بذار باشه و همون طور كه از عنوانش پيداست به سوي خوشبختي هدايت بشه... 

شايد اگه از آپهاي اول تا اينجا را بخونين متوجه ميشين انگار طرف مقابلم همه ي مردم دنياست...

توي اين يه سال خيلي داستانا داشتم و خيلي اتفاقا هم افتاده...خيلي از كساني كه همراه اين وب بودن رفتن و خيليا هم اضافه شدند...توي اين يه سال من خيلي چيزا را ياد گرفتم...

الانم خيلي خيلي بابت يك ساله شدن وبلاگم خوشحالم...

خب حالا همتون داستان به وجود اومدن اين وبلاگ را فهميدين...

پس الان كه وب يك ساله شده هر چي ايراد..مشكل يا پيشنهاد هست براي بهتر شدن وب بگين چون خيلي تاثير داره...

خب اينا كه مال 6 روز پيش بود بريم سراغ امروز،امروز چه روزيه؟روز 29 بهمن روز ولنتاين ما ايرانياست مبارك...به شیوه "پارسی را پاس بدارید، مرسی"! هم که شده، یادتان باشد که ولنتاین ما، ۲۹ بهمن است!

روح

اين روزا ورد زبون همه شده:اي تو روحت...فراوان و به اشكال مختلف استفاده ميكنند...نیشخند

بنده كه اين روزها به خاطر انتخاب واحد و اعصاب خردي ها و بي برنامه بودن كاراي يوني، اعصاب خردي هاي ديگه ي دور و برم،مشكل داشتن اينترنت و....کلافه يه ريز دارم اين كلمه را صرف ميكنم ... آيا شما هم به كلمه ي روح اعتقاد دارين؟ 

شغل دختربازي

بچه که بودم هر موقع ازم می‌پرسیدن که دوست داری در آینده چه‌کاره بشی، می‌گفتم: دكتر
امروز  همین سوال رو از پسرعمم [که 11سالشه] پرسیدم، گفت: دخترباز.

كوچولوي خوشگل ، منو چند تا دوست داري؟


ميترا جون اين مطلب را برام ايميل كرده منم گذاشتمش اينجا چون بسي زيبا بود خوشمان آمد:

دنيا هم دنياي بچه ها.  .  .  .  .  .

همه جاي دنيا عددي شده به جز پارك كودكان كه براي لبخند هايشان كسي كنتور نمي اندازد.خدا را شكر كه اين اسباب بازي هاي پارك ها نگرشي كيفي  به هستي دارد.مي گي نه پس بذار برات بگم: تازه بايد يكي هلت بده تا بشه تاب بازي كرد كه مرتب مي ري هوا و مياي پايين . يا اين سرسره كه با چه مشقتي از پله ها بالا ميري بعد ميبيني كه  خلق الله  به نوبت ايستادند تا از اون بالا سر بخورند و سقوط كنندو بياند پايين ، مگه دنياي ما غير از اينه؟ به يك بار هم كه قانع نميشند  دو باره ميرند ته صف تا شايد اين بار تجربه اي متفاوت تري داشته باشند! اين يكي را ببين كه با چه سرعتي مي چرخه . سوار چرخ و فلك ميشيم وبالا و بالا وبالاتر ميريم مي خنديم و جيغ مي كشيم و به پاييني ها ميگيم :  منو ببين . من اين بالام !يوووووووووهووووووو ! غافل از اين كه باز هم ميايم پايين و بايد منتظر بمونيم تا دو باره بالا بريم. مگه اين چرخ و فلك جز چرخيدن كار ديگه اي هم مي كنه؟! هزار بار هم كه بچرخيم باز هم همون جاييم ، چرخ و فلك هم همون جا است. عجب جايي اين شهر بازي! و الاكلنگ كه يه بار من بالا ام و لحظه ي بعد تو از بالا منو نگاه مي كني! كاش ميشد ما هم مثل بچه ها باشيم . مگه دنيا غير از بالا و پايين چيز ديگه اي هم داره؟! چرا  عادت نمي كنيم كه جايمان را با هم عوض كنيم ؟! يا مثل اونا چه بالا  چه پايين بازم بخنديم؟ شهر بازي حكايت دنياي ماست و تنها جايي كه به تسخير كميت در نيامده! آن وقت ما آدم بزرگاي احمق از بچه هامون مي پرسيم: " كوچولوي خوشگل ، منو چند تا دوست داري؟

خدايا عاشقتم(پستي براي ثبت شدن)

خدايا يادم هست كه چه قولي بهت دادم...خدايا توكل به خودت

خدايا به خاطر همه چيز شكر...

عاشقتم خدا جونقلب

آیا خانم ها هم مثل مردان باید خارج از خانه کار کنند؟

درود

من اومدم بعد از 13 روز تاخير...دوستان و بستگان وابسته از جمله ميترا خانوم خيلي به من لطف داشتند و با لنگه كفش و فهش افتادن به جون بنده كه بابا يه آپي چيزي بچلون اينجا ديـــــــــــگه...نیشخند

بنده هم اين روزها از خستگي تا ميرفتم تو رختخواب سرمو ميذاشتم رو پشتي خواب بودم،و به نظر من اين بهترين نعمته كه آدم يه خواب آروم و ناشي از خستگي داشته باشه پس خدايا شكرت...

من دوست ندارم خوابم ناشي از بيكاري باشه!!!لبخندهميشه دوست دارم ناشي از خستگي باشه اينجوري خواب خيلي بهم ميچسبه...

پيچوندن اكثر درسا مهارت اكثر دانشجوهاست ولي بنده اين 2 واحد كارآموزي كه اين ترم دارم تنها درسيه كه دوست ندارم بپيچونمش...دوست دارم يه نقطه ي شروع كاري باشه و يه چيزي ياد بگيرم...علت غيبتم اين چند روزه همين گرفتاريم بوده...

در به در از اين شركت به اون شركت دنبال پيدا كردن جا براي كارآموزي هستم...اكثر جاها به قول معروف ميخوان از آدم خر حمالي بكشن و ميخوان پول ندن پس ميگن كارآموز بگيريم كه كارامونا مجاني انجام بده....مملكته داريم؟ نیشخند

امروزه با وجود وضع مالی بد افراد هم خانوم سرکار میره هم آقا بازم به هیچ جا نمیرسن وقتی خانوما به سر کار میرن یه مشکلی به وجود میاد غذا درست پخته نمیشه - خونه زندگی مرتب و تمیز نیست و خلاصه کلی مشکلاتی که اگر خانوم سر کار نمیرفت اصلا پیدا نمیشد تو زندگی به نظر شما آیا خانومها هم باید پا به پای مردان در خارج از خونه کار کنند ؟ اگر بله چرا ؟ اگر نه چرا ؟

قبل ازدواج مشكل خاصي نيست ولي بعد ازدواج؟!!!آيا ميشه رفت سر كار؟

من با عروس خاله ام اين بحثو زياد ميكنم اون ميگفت:اولاً كه نميتونم برم سر كار چون همسرم اين اجازه را بهم نميده!

دوماً نظرش اين بود كه يه زن بايد بشينه تو خونه و انواع مدل آرايش و انواع مدل آشپزي و انواع لباس پوشيدن رو خوب بلد باشه و بچسبه به زندگيش چون زناي بيرون اينقدر بدن كه باعث هزار تا بدبختي ميشن و شوهرمو از راه به در ميكنن... hee hee

اين كه حرفي توش نيست كه اولويت كاري زن در خونه هست بعد بيرون از خونه.......... ولي مرد اولويت اول در خارج از خونه و بعد داخل خونه

من خودم به شخصه دوست ندارم بشينم تو خونه و دوست دارم برم سر كار!اصلاً اين همه درس نميخونم و زحمت دانشگاه را بكشم كه بعدش بشينم توي خونه!!!

اينا را توي يه سايت خوندم:

“۷۲ درصد از مردان دارای تحصیلات دانشگاهی و فاقد تحصیلات دانشگاهی با اشتغال همسران خود موافقند و این در حالی است که فقط ۲۸ درصد مردان با اشتغال همسران خود مخالف می‏باشند.

۲۲ درصد از مردان معتقدند زن برای کمک به خانواده باید کار کند، ۲۸ درصد اعتقاد دارند که کار باعث نشاط در زندگی زنان می‏شود و ۲۶ درصد اعتقاد دارند که اشتغال زن باعث می‏شود زن وظایف خود را به خوبی انجام ندهد. ۲۴ درصد اعتقاد دارند زن برای استقلال باید کار کند. ۵۲ درصد از مردان مناسب‏ترین شغل برای زن را فعالیت فرهنگی می‏دانند. ۱۸ درصد فعالیت هنری، ۶ درصد فعالیت اداری و ۲۴ درصد خانه‏داری و بچه‏داری را مناسب‏ترین شغل برای زنان می‏دانند.

به نظر من زنان بايد كار كنند..... يه كار سبك...........كه خستگي هم نداشته باشه براي روحيه ي زن خيلي خوبه ......... واينكه ميتونه يه زن بتونه از لحاظ مالي استقلال داشته باشه.......اينجوري زن اعتماد به نفس بالاتري پيدا مي كنه.

مشكل اكثر مردا اينه كه تربيت فرزندان و خانه داري را وظيفه ي يه زن ميدونن،مديريت منزل و تربيت فرزندان فقط وظيفه ي زن خانواده نيست!!!

به نظر من اگه وظايف تقسيم بشه و پا به پاي هم باشن ميتونن به قول بعضيا:مثل كــــــــــوه پشت هم باشن و زندگيشونا قدم به قدم بسازن و هر دو احساس رضايت كنند...قلب

پي نوشت:در مورد اين پست حتماً نظرتونا بگين چون ميخوام در آخر يه نتيجه گيزي كلي داشته باشم راجع به اين بحث...