هی تو...

هی تو! یه وقتایی همه‌چی اون‌طور که می‌خوای پیش نمی‌ره ولی خب زندگی که پیش می‌ره! بهتره توام پیش بری و جا نمونی تو لحظه‌هایی که دوسشون نداری...

پی نوشت 1:خدایا یه در رو که باز میکنی‌ ،بذار ازش رّد شیم بعد ببند خب!...لای در لهمون نکن دیگـــــــه...

پی نوشت 2:گاهی خیال میکنم روی دست خدا مانده ام....خسته اش کرده ام!!!

پی نوشت 3:باید می‌شد روزهایی را از زندگی مرخصی گرفت ...

پی نوشت 4:یه ضرب المثلی هست که میگه :پشت هر مرد و زن موفق یک پارتی کلفت هستش!

من زنم، من انسانم

زن که باشی ترس های کوچکی داری!
از کوچه های بلند، از غروب های خلوت و از خیابان های بدون عابر می ترسی!
از صدای موتورسیکلت ها و دوچرخه هایی که بی هدف در کوچه پس کوچه ها می چرخند، می ترسی!
از بوق ماشین هایی که ظهر های گرم تابستان جلوی پاهایت ترمز می کنند و تو فقط چهره ی آدم هایی را می بینی که توی چشم هایشان حس نوع دوستی موج می زند....!
زن که باشی ترس های کوچکی داری به بزرگی همه ی بی عدالتی هایی که به جرم زنانگی محکومت می کنند..... و همیشه این تویی که مقصری.....!

من زنم، من انسانم

گاهی دلت از زنانگی می گيرد
ميخواهی كودك باشی
دختر بچه ای كه
به هر بهانه اي به آغوشی پناه مي برد
و آسوده اشك می ريزد
زن كه باشی
بايد بغض هاي زيادي را بي صدا دفن كنی.....

پي نوشت 1:بيچاره دخترا ...! اگه مودبانه حرف بزنن مي گن چه لفظ قلم حرف مي زنه! اگه رک و راست باشن مي گن چه بي حياست!

پي نوشت 2:سال ها براي برابري حقوق زن و مرد تلاش کرديم....و توانستيم حق مش کردن مو!سوراخ کردن گوش و برداشتن ابرو را به آقايان تقديم کنيم...

پي نوشت 3:اگر در كوره سختيها هستي پخته بيرون بيا، وگرنه همه سوخته بيرون اومدن و بلدن

پي نوشت 4:نه گوسفندان عاقل خواهند شد و نه گرگها سیر!!!...پس پایانی برای قصه ها نیست...

دست خارجي ها درد نكنه

خداييش دستِ خارجي ها درد نکنه،که اينهمه چيزاي خوب اختراع کردن!يکيش همين کولرِ خودمون!اگه به ما بود الان يا ميگفتيم مشيتِ خدا در اينه که هوا گرم باشه و حتما يه حکمتي هست ، بايد تحمل کرد و نبايد توو کارِ خدا دخالت کرد!!......يا اينکه يه دعا ساخته بوديم و ميگفتيم بايد روزي 70 بار از روش خوند تا خنک شد ...! نیشخند

اگرم ميخونديم و خنک نميشديم،ميگفتن با اخلاص نخونديو فقط بنده هاي واقعي و با تقوا خنک ميشن... زبان

پي نوشت:خدایا به هر کس که دوست میداری بیاموز که تابستان از زمستان گرم تر است و به هر کس که بیشتر دوست میداری بفهمان که اودکلن کار حمام را نمیکند !گرفتار شدیم از این همه فرهنگ!!!!

ب ن 1)آيا مي‌دانستيد که انسانها به جز کودکِ درون و والدِ درون و بالغ درون....يک عدد خر درون هم دارند... که گاهي زمام امور را به دست مي‌گيرد؟

ب ن 2)سعي نكن متفاوت باشي..فقط خوب باش..خوب بودن به اندازه كافي متفاوت هست...

ب ن 3)وقتي كسي براي نداشته هايت بهانه ميگيرد بهتر است او را هم نداشته باشي تا به نداشته هايت اضافه شود...

شايد بزرگ شدن اتفاق خوبي نباشد..


بزرگ که مي شوي غصه هايت زودتر از خودت قد مي کشند دردهايت نيز،غافل از آنکه لبخندهايت را

در آلبوم کودکيت جا گذاشته اي...شايد بزرگ شدن اتفاق خوبي نباشد..


پ ن 1:تنها دري که اين روزها به روم بازه در يخچاله...!!!

پ ن 2: یادتون باشه از کنار غصه ها باید رد شد و گفت " میگ میگ "

تعریف خواستگار

سلام سلام

بازم اومدم براتون از سخنان گهربارم بگم خوب دقت کنید:

دو تعریف پیش رو داریم:

1)خواستگار عبارت است از پسري نرينه که به خاطر توان جنسي بالا به جنس مخالف گرايش پيدا مي کند،اما به دليل توان اجتماعي پايين به مادرش رجوع مي کند و مادرش به دليل توان عقلي پايين تر به جای زن،برای او دنبال دختر میگردد...نیشخند

2)خواستگار عبارت است از پسري بدبخت که عاشق مي شود،براي رسيدن به عشقش محتاج پول مي شود،ميگردد که کار پيدا کند،کار پيدا مي کند،پول کافي جمع مي کند،ولي معشوق ديگر پريده،با آن پول به خواستگاري دختري ديگر مي رود!نیشخند

(شبنم خواستگار دارخجالت)

پ ن1:فصل تابستان شده و در به روی خواستگارها باز شده است...ولی شاهزاده ی قصه ی من همچون سرندی پیتی پسری اسطوره ای است که من سوارش شوم شاید این جمعه بیاید شــــــــــاید نیشخندقلب

پ ن 2:مهم نيست که بعداً چي ميشه،مهم اينه که ديگه هيچي مثل قبل نميشه...

پ ن 3:زندگى مثل ماهى خوردنه: تا مياى ازش لذت ببرى، تيغش ميره تو گلوت...

پند الاغی

كشاورزی الاغ پیری داشت كه یك روز اتفاقی به درون یك چاه بدون آب افتاد. كشاورز هر چه سعی كرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد.

پس برای اینكه حیوان بیچاره زیاد زجر نكشد، كشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاك پر كنند تا الاغ زودتر بمیرد و مرگ تدریجی او باعث عذابش نشود.

مردم با سطل روی سر الاغ خاك می ریختند اما الاغ هر بار خاك های روی بدنش را می تكاند و زیر پایش می ریخت و وقتی خاك زیر پایش بالا می آمد، سعی می كرد روی خاك ها بایستد.

روستایی ها همینطور به زنده به گور كردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا آمدن ادامه داد تا اینكه به لبه چاه رسید و در حیرت کشاورز و روستائیان از چاه بیرون آمد ...

نتیجه اخلاقی : مشكلات، مانند تلی از خاك بر سر ما می ریزند و ما همواره دو انتخاب داریم:

اول اینكه اجازه بدهیم مشكلات ما را زنده به گور كنند


و دوم اینكه از مشكلات سكویی بسازیم برای صعود!

وثابت کنیم گه از یک الاغ کمتر نیستیم

ب ن 1)اینقدر به خاطر دیگران و اینکه چه فکری راجع به ما می کنند زندگی کردیم ، که یادمون رفت خودمون هم آدمیم...

ب ن 2)امان از خنده ای که وسطش بغض کنی...

ب ن 3)کاش دل آدم هم عین دماغ بود. وقتی میگرفت فین می کردی وا میشد...

ب ن 4)آری ، تو فقط حجابت را رعایت کن در این سرزمین کسی فقر تو را نظاره گر نیست ...نان شب کیلویی چند ؟

تفکیک دانشجویان از هم

درود....

خب باز هم شنبه آمد و سنبل آمد ... بوی تابستان....

بوی تنبلی و بوی خمیازه و دهن نیز آمد !!!
نیشخند

اخیرا جریانی بنام جداسازی خانمها ، آقایان ، بانوان ، مردان ، دوشیزگان ، مردانگان (!) و پسران و دختران و مذکران و مونثان و ...خلاصه کلام ماده گان و نران بخصوص در دانشگاههای کشور به وجود اومده و شنیدیم که از مهر ماه قرار شده کلیه کلاسهای دانشگاههای کشور بصورت جدا برگزار شود ...

شمایی که آقا پسری احیانا اگر جنسی از جنس "اناث" در دانشگاه خود دیدید گناه مرتکب شدید و باید یا توبه کنید یا برید بمیرید و یا برید پیش رفیقاتون پز (POZ) بدید و بگید که حال کردی دید زدم 1 نمونه جنس مونث رو ...!!!!

شمایی که دختر خانمی احیانا اگر جنسی از جنس "اذکار" در دانشگاه خود دیدید نه تنها گناه مرتکب شدید بلکه داری سوء سابقه و تعهد کتبی شده اید و مستقیما تشریف میبرید داخل دستگاههای جالبی به اسم ون (VAN)  تا ارشاد شوید...
نیشخند

بگذریم ..

تو طرحهای این مملکت جایی واسه حرفهای تو نیست

واسه من قصه نگو به درد من نمیخوره

یاالله میگم جدا شو گوشم از این حرفا پره !!!!

آره بار و بندیل و ببند ....


بزن کف قشنگه رو به افتخار این طرح تفکیک دوست داشتنی
تشویق

بانوان عزیز هم که اخیرا پارک بانوان میرن و عکس بی حجاب هم میتونند بندازن و به فاصله نور در مجذور ثانیه در فیس بوک آپلود کنن و .... زبان

راستی:

يکي از گرفتاريهايي هم که دختراي گلمون تابستونا بهش مبتلا ميشن اينه که ميرن مانتو سايز خردسال ميگيرن فکر ميکنن خوشتيپ ميشن اون دکمه هاي مانتو در حد انفجار قرار ميگيره!!!!

ماشالا همشونم مثل دختراي هم رده خودمون مانکن نيستن که...بعضياشون يکم توپولن اين پله پله ها ميوفته تو مانتو اصلا يه جور ناجوري ميشه...

نپوشین مانتو 2 سايز کوچيکتر زشته بخدا...

ب ن1:بعضی مواقع یه شرایطی پیش میاد که آدما اشتهاشون چندین برابر میشه میروند یک ساندویچ سوسیس با نوشابه مشکی سفارش میدهند خوشا به حالشان... نیشخند

ب ن2:به سلامتي همه اوناي كه تلخ ميخورن و شيرين سخن ميگن...لبخند

ب ن3:در بدترین روزها امیدوار باش چون زیباترین باران ها از سیاهترین ابرهاست...

ب ن 4:این روزا مشکل قبض موبایل جوونا مهم تر از مشکل مسکن جوونا شده !

صداش کنین کارش دارم


من يه سوال دارم...

اولين کسي که اين جمله انقلابي از دهنش خارج شد کي بود؟

سعي کنين درس بخونین دانشگاه قبول شين...قبول شدین بعدش ديگه همه چي صفا سيتيه!!!!!!!!

صداش کنين کارش دارم!! عصبانی

پ ن 1:آخ که چقد دلم ميخواد با کليد بيوفتم به جون ماشين استاد نفهمي که ترم آخر با نمره ي مزخرفش زندگيت و خراب ميکنه،به خدا اگه نمره ام رو نده سر پل صراط يقشو ميگيرم!گریه

پ ن 2:به سرنوشت بگوييد:اسباب بازي هايت بي‌جان نيستند آدمند، مي شکنند، آرامتر!!

تولدم مبارک

دست دست دست اووووووووووووه............. 

از گروه موسیقی خواهش می کنم که بنوازن .........  کی میخواد بیاد وسط ...؟ بیاد دیگه تا کمیته نیومده ....... قاطی پاتیه ........ بفرمائید.

تعارف نکنید. مجلس بی ریاست

میدونین چه خبره؟

یه روز خاصه....

یه روز خیلی خاص...حداقل برای من که خیلی خاصه

چرا؟؟؟

چون در 4 جولای برابر با 13 تیر بنده پا به عرصه ی این گیتی گذاشتم...

21 ساله میشم....فرض کن 21 ســــــــــال...خیلیــــــــــه

باورم نمیشه 21 تا تیر از زندگیم گذشته باشه..بچه تر که بودم فکر میکردم وقتی 20 یا 21 ساله شدم حتما ازدواج میکنم...ولی الان میفهمم زندگی چقدر با رویاهای بچگی تفاوت داره...

خیلیا امروز بهم تبریک گفتند و خیلیا هم فردا تبریک میگن و خودم هم الان به خودم

تبریک میگم:

تولدم مبــــــــــارک

دلم میخواد 21 سالگیم عالی باشه و بی نظیر دلم میخواد بهترین دوران عمرم باشه....

همیشه روز تولد آدم قشنگه و وقتی همه اونهایی که دوستت دارن تولدت رو بهت تبریک می گن، تازه می فهمی چقدر زیادن آدمهایی که دوستت دارن
و این خودش روزو قشنگتر می کنه
به هر حال تولدم مبارک!

پی نوشت:ممنونم از دوست گلم اعظم جون که تولدمو توی پست وبلاگش تبریک گفته!!!


ملت قاطي کردن

اس ام اس واسم اومد از يه شماره ي ناشناس:
"روز و شب فکر توام در خواب میبینم تویی/ خواب پوچ است،من بیدار میخواهم تو را ".
جواب دادم:
"Salam sharmande shomaratuna nashnakhtam"
جواب داده:
اشباه فرستادم. لطفاً ديگه اس ام اس ندين.
دقيقاً با همين لحن ها!
ابرو

ملّت قاطي کردن به جان خودم…خنثی

پی نوشت:خوشحال شدم خیال کردم یکی عاشقـــــــــــــــــم شده و خوابمو میبینه!!!هی روزگـــــــــــارافسوسنیشخند

بی ربط نوشت:نسلی هستیم که چند سالیست جز امتحان چیزی با دست نمی نویسیم، یا تایپ می کنیم، یا جزوه را کپی می کنیم...

خدارا دوست دارم به خاطر اینکه...

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با هر username که باشم، من را connect می کند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه تا خودم نخواهم مرا D.C نمی کند .
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با یک delete هر چی را بخواهم پاک می کند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه اینهمه friend برای من add می کند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه اینهمه wallpaper که update می کند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با اینکه خیلی بدم من را log off نمی کند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همه چیز من را می داند ولی SEND TO ALL نمی کند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه می گذارد هر جایی که می خواهم Invisibel بروم
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه جزء friend هام می ماند و من را delete و ignore نمی کند.
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه اجازه، undo کردن را به من می دهد
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه آن من را install کرده است
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچ وقت به من پیغام the line busy نمی دهد
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه اراده کنم، ON می شود و من می توانم باهاش حرف بزنم
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه دلش را می شکنم، اما او باز من را می بخشد و shout down ام نمی کند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه password اش را هیچ وقت یادم نمی رود، کافیه فقط به دلم سر بزنم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه تلفنش همیشه آنتن می دهد
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه شماره اش همیشه در شبکه موجود است
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچ وقت پیغام no response to نمی دهد
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هرگز گوشی اش را خاموش نمی کند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچ وقت ویروسی نمی شود و همیشه سالم است
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچوقت نیازی نیست براش BUZZ بدهم
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه آهنگ حرف هاش همیشه من را آرام می کند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه نامه هاش چند کلمه ای بیشتر نیست، تازه spam هم تو کارش نیست
خدا را دوست دارم ، بخاطر اینکه وسط حرف زدن نمی گوید، وقت ندارم، باید بروم یا دارم با کس دیگری حرف می زنم
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه من را برای خودم می خواهد، نه خودش
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه وقت دارد حرف هایم را بشنود
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه فقط وقت بی کاریش یاد من نمی افتد
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه می توانم از یکی دیگر پیشش گله کنم، بگویم که ....
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه پیشم می ماند و من را تنها نمی گذارد، دوست داشتنش ابدی است
به خاطر اینکه می توانم احساسم را راحت بگویم، نه اصلا نیازی نیست بگویم، خودش میتواند نگفته، حرف ام را بخواند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه به من می گوید دوستم دارد و دوست داشتنش اش را مخفی نمی کند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه تنها کسی است که می توانی جلوش بدون اینکه خجل بشوی گریه کنی، و بگویی دلت براش تنگ شده
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه ، می گذارد دوستش داشته باشم ، وقتی می دانم لیاقت آنرا ندارم

خدا را دوست دارم به خاطر اینکه از من می پذیرد که بگویم : خدا را دوست دارم...

پی نوشت:

با قلم عشق

                 به خط عشق

                                    به رنگ عشق

                                                       می خواهم هفت بار بنویسم و داد بزنم خدا

عاشقتم

            عاشقتم

                        عاشقتم

                                    عاشقتم

                                                عاشقتم

                                                             عاشقتم

                                                                         عاشقتم

یه روز خوب میاد...

نصف شب ساعت 3 بیدار شدم درس بخونم الان خسته شدم اومدم پای کامپیوتر داشتم آهنگ یه روز خوب میاد از هیچکس رو با حس توی کامپیوترم گوش میکردم...یه دفعه دیدم مامانم با قیافه خشن اومده بالای سرم میگه: احمق! اگه این یه روز خوب هم بیاد، تو شبش اینقد پای این بی‌صاحاب نشستی که کل روزش رو خوابی! آخرش از دست تو من دق مرگ میشم...

گفتم:بخدا امتحان دارم پا شده بودم درس بخونم!!!

مامان خشنه من دارم؟


حج خانوم شدم؟!!!

نرم افزار Google Earth را خیلی دوسش دارم...میشینم ساعتها باهاش دور دنیا را میتابم...

الانم داشتم همین کارو میکردم...باهاش کعبه را پيدا کرده و با ماوس هفت بار دور آن گشتم،فقط نمیدونم حج حساب ميشه یا نه؟

الان من حج خانوم شدم؟ نیشخند

پذیرایی به شیوه ی خودمونی

یکی از فضیلت های دوران دانشجویی همین شب امتحانه، چند ساعت میشینی درس میخونی،چند ساعت استراحت میکنی...گوشیو برمیداری زنگ میزنی به دوستات با هم میگین و میخندین، بعدشم تقلب مینویسی،زندگی زیباست...؛خنده

حالا بریم سر اصل موضوع:

بنده امروز امتحان ریاضی داشتم دیروز عصر اومدم درس بخونم دوستم زنگ زده:

اون:شبنم سلام خوبی؟داری درس میخونی؟

من:هان؟آره تازه شروع کردم به خوندن چطور مگه؟

اون:تو که درس نمیخونی منم خونه تنهام پاشو بیا اینجا تروووووووخدااااااااا حوصلم سر رفته آخه کی عصر جمعه درس میخونه؟

من:ای بابا!من مامانم اینا رفتند عقد من باهاشون نرفتم که درس بخونم...اذیتم نکن میفتما...

اون:تروووووووووووخدا بیــــــــــــا شبنم بیــــــــــــــــا کتابات رو هم بیــــــــــــار...

خلاصه منم که بسی وسوسه پذیــــــــــر پاشدم رفتم خونشون جاتون خالی همه کاری کردیم الا درس خوندن،اون یه امتحان دیگه داشت من امتحان ریاضی...

بعد اینکه از بس حرف زدیم دهنمون کف کرده...

میگه خب چی بخوریم؟گفتم:خب پاااااااشو یه چیزی بیار بخورم دیگـــــــــــه مردم از گشنگی نیشخند

میگه:شبنم بخدا من اصلاً پذیرایی بلد نیستم چجوری بیارم؟واااای کاش مامانم بود...ولی باشه میرم یه چیزی برات میارم  گناه داری

رفته برام گرمک آورده حالا چه شکلی؟گرمک را گذاشته توی سینی استیل با چنگال غذاخوری و با پوست برداشته آورده بهش میگم:عزیزم درسته با من رودرباسی نداری ولی یکم پذیرایی بلد باش زشته برای تو عزیزم...قهقهه

ازش عکس گرفتم،تا نشون شما بدم شما هم یکم بخندین: قهقهه

خداییش خیلی خوبه آدم یه دوست پایه داشته باشه از دست سوتی هاش بخنده قهقهه

منم هی میخوردم میخندیدم آب گرمکها توی گلوم گیر کرده بود اینقدر خندیدم که دلم درد گرفت..... قهقهه

پی نوشت 1:فکر نکنین من درسم برام اهمیت نداره و دوستانم ناباب هستندنیشخنددیشب تا صبح داشتم ریاضی میخوندم اتفاقاً خیلی هم امتحان ریاضیم خوب شد...لبخند پاس میشم هوووووورا تشویق

پی نوشت 2:گاهی نبايد حرف زد،بايد نگاه کرد،سکوت کرد و حس کرد...

به واژه " بدون گاز " بر روي بطريهاي دوغ اعتماد نکنيد...

نوشیدنیمان (دوغ) بر روی میز بود که بنده تا در بطری شو باز کردم صدا داد:"پــــــــــــــــــیس" الان همه لباسام دوغی شده،سر این جریان با بچه داداشم کلی خندیدیم... خنده

هرگز به واژه " بدون گاز " بر روي بطريهاي دوغ اعتماد نکنيد

(شبنم سر تا به پا دوغينیشخند!)


بابای جوگیره من دارم؟

باباي من يه خط آهنگ تو زندگيش حفظ نبوده، چند وقت پيش يه سي دي زده بودم جا مونده بود تو ماشينش. اومروز از سر کار اومده خونه داشت زير لب مي خوند: هر چی میخوای میگم چشم واســـــه ی چشات میرم غـــــــــش ديريديديدين ديريديديدين ديريدين ديدين دين... ديدم داره غلط غولوط ميخونه،گفتم بابا چي مي خونه؟خندهگفت:سعید کرمانیه آهـــــــــــــان......بابای جوگیره من دارم؟متفکر

بی ربط نوشت:دقت کردي شباي امتحان هوا گرم‌تر ميشه، پشه ها بيشتر ميشن، برنامه هاي تلويزيون قشنگ‌تر ميشه، مهمونيا بيشتر ميشه و ...؟!

امروز هممون کولر مهمون راننده

هوا خيلي گرم بوداوه   سوار تاکسي شدم، سه نفر ديگه هم سوار شدن و ماشين راه افتاد. مرد مسن به راننده گفت يه مقداري اضافه ميدم، ميشه کولر ماشين رو روشن کني؟ خانوم کناريم گفت منم کرايه رو بيشتر ميدم، اگه ممکنه کولر رو بزنين. راننده کولر رو روشن کرد و گفت: امروز همه‌تون کولر رو مهمون من باشين!عینک