گاهی اوقات فکر میکنم یعنی میرسه روزی که من لایی بکشم؟

آخه لایی کشیدن خیلی حال میده و من یکی از رویاهام اینه که تنهایی و با صدای بلند موزیک رانندگی کنم و توی اتوبان تخت گاز از میان ماشینها لایی بکشم و مرتب برای کسانی که مثل خر توی ترافیک مانده اند بوق بزنم
بعله همون طور که بعضیا توی پست قبل اشاره کردند من حدود 4 ساعت توی سیزده به در غیبم زده بود و همه مونده بودن کجا رفته بودم حالا اگه گفتین کجا رفته بودم؟
من از اونجایی که اعتقاد دارم هیچ کاری را نباید ندونسته انجام داد تصمیم گرفتم تا قبل از اینکه جلسات عملیم شروع بشه یکی بهم تمرین رانندگی بده...
و از اونجایی که شوهر خواهرم را خوب میشناختمش که آدم خیلی صبوریه ازش قول گرفته بودم که چندین بار بهم تمرین بده و اونم با صبر و حوصله بدون اینکه عصبانی بشه یک بار وسط عید بهم تمرین داد...
روز سیزده به در هم فرصت را مناسب و جاده های اطراف باغ را خلوت و مناسب دیدم و مخ شوهر خواهره را زدم 
الان هم 5 جلسه ی عملی تموم شده و هنوز 5 جلسه دیگه مونده،مربی من خیلی آدم باتجربه اییه و کلی بهم انرژی مثبت میده و تکیه کلامش هم اینه:یه نیـــــــش ترمز...
آخه من حتی توی پیچها و جاهایی که نباید گاز بدم و یه کم ترمز کنم یادم میره و همچنان پام روی گازه...فعلاً این تنها اشکالمه...واسه همینم مربیم بعد از سلام بهم میگه یه نیـــــــــش ترمز!!!
پارک دوبل و ال و دور دوفرمونه و دنده عقب و نیم کلاج را به خوبی از پسش براومدم...
الان همه ی چیزایی که باید انجام بدیم را بهم یاد داده و در 5 جلسه ی آینده فقط باید مهارت کسب کنم.
راستی من تابلوی ورود ممنوع را اصلا دوست ندارم. همیشه در خیالات خودم به این تابلو میگم ضـــــــدحال!
خلاصه اینکه رانندگی را دوست دارم و امیدوارم جلسه اول قبول بشم با این همه استعداد و اعتماد به نفس...
در کل به نظر من خانمها بر عکس آقایون در رانندگی محتاط تر عمل میکنند شاید آرامش خاصی که دارند و روحیه لطیفتر آنها باعث میشود در رانندگی کم خطر عمل کنند..