یه روز خوب میاد...
نصف شب ساعت 3 بیدار شدم درس بخونم الان خسته شدم اومدم پای کامپیوتر داشتم آهنگ یه روز خوب میاد از هیچکس رو با حس توی کامپیوترم گوش میکردم...یه دفعه دیدم مامانم با قیافه خشن اومده بالای سرم میگه: احمق! اگه این یه روز خوب هم بیاد، تو شبش اینقد پای این بیصاحاب نشستی که کل روزش رو خوابی! آخرش از دست تو من دق مرگ میشم...
گفتم:بخدا امتحان دارم پا شده بودم درس بخونم!!!
مامان خشنه من دارم؟
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم تیر ۱۳۹۰ ساعت 5:37 توسط شبنم
|
شبنم(dewdrop)متولد 13 تير 1369 ساكن اصفهان و دانشجوي رشته نرم افزار كامپيوتر،درباره ي خودم بايد بگم كه من يه زماني آدم كاملا بي تجربه اي بودم و همچنين ديدم به زندگي يه شكل ديگه بود ولي مدتيه كه تجربه هام نسبتاً زياد شده و همچنين از يه زاويه ديگه به زندگي و قشنگيهاش نگاه ميكنم...