سينما 4 بعدي و 5 بعدي

تا اومد شام آماده بشه رفتيم يه گشتي داخل شهر زديم،رسيديم به يه پاساژ به اسم "سيتي سنتر"،طبقه بالاي اين پاساژ يه شهربازي بود و بچه كوچيكايي كه همراهمون بودند با شور و اشتياق جيباي باباهاشون رو خالي نمودند،من و زن داداشم هم تا چشممون افتاد به سينماي 4 بعدي ذوق كرديم،ما كه توي عمرمون دو بعدي هم به زور ديده بوديم همچين بُعد زياد اين سينما چشمهامون رو خيره ميكرد...جاتون خالي خيلي كيف داد و هيجان داشت...مار و سوسك و دايناسور اونجا بهمون زهر ميپاشيدند و از سر و كولمون بالا ميرفتند![]()

ديشب هم با دوستم رفتيم نمايشگاه پل شهرستان،برگشتنه چشمم افتاد به شهربازي گفتم مينا؟گفت هان!
گفتم بيــــــــــا بريم شهربازي اونم پــــــــــــايه گفت باشه بزن بريم...اونجا هم سينما 5 بعدي داشت و منم از بس 4 بعديشو واسه مينا تعريف كرده بودم منو به زور كشوند گفت بايــــــــد با منم بيـــــــــاي.
خلاصه اينكه به شما هم پيشنهاد ميكنم اين سينماهاي چند بعدي را بريد ببينيد چون حداقل ارزش يه بار ديدنش رو داره...
پي نوشت 1:من از كساني كه حيله گري را حكمت، نافرماني را شجاعت و ياوه گويي را حقيقت مي پندارند، نفرت دارم...
پي نوشت 2:دوستان تو رو خدا اين کفشهاي نوئي رو که براي عيد مي خرين قبل از عيد يه دو سه بار بپوشين آخه نوئيش بدجوري ضايس !
پي نوشت 3:آيا مي دانيد در ايران امروز نزديک شدن دختر و پسر به همديگر جهت شناخت، قبل از ازدواج، عيب است ولي جدا شدنشان با دو تا بچه بعد از ازدواج عيب نيست!
پي نوشت 4:خدايا نوکرتم حکمت بسمونه يه کم رحمت اعطا بفرما !
شبنم(dewdrop)متولد 13 تير 1369 ساكن اصفهان و دانشجوي رشته نرم افزار كامپيوتر،درباره ي خودم بايد بگم كه من يه زماني آدم كاملا بي تجربه اي بودم و همچنين ديدم به زندگي يه شكل ديگه بود ولي مدتيه كه تجربه هام نسبتاً زياد شده و همچنين از يه زاويه ديگه به زندگي و قشنگيهاش نگاه ميكنم...