دايي كوچولو
تو تاکسي نشسته بودم اون آقاهه که بغل راننده بود يه بچه بغلش بود،هي بهش مي گفت دايي جونم نکن ،دايي جون مواظب باش.بعد راننده گفت چه خواهر زاده ي شيطوني دارين ماشالا يارو گفت خواهر زاده ام نيست داييمه! ؟؟
همه ترکيديم از خنده
همه ترکيديم از خنده

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 11:31 توسط شبنم
|
شبنم(dewdrop)متولد 13 تير 1369 ساكن اصفهان و دانشجوي رشته نرم افزار كامپيوتر،درباره ي خودم بايد بگم كه من يه زماني آدم كاملا بي تجربه اي بودم و همچنين ديدم به زندگي يه شكل ديگه بود ولي مدتيه كه تجربه هام نسبتاً زياد شده و همچنين از يه زاويه ديگه به زندگي و قشنگيهاش نگاه ميكنم...