متنفرم از آدمايي که فقط وقتي که کارت دارن بهت زنگ مي زنن
من متنفرم از اين آدمايي که فقط وقتي که کارت دارن يادت ميوفتن و ذِرتي بهت زنگ مي زنن...
يه مكالمه واقعي همين امروز صبح(يكي از دوستام پس از چندين ماه بي خبري): 
اون:سلام شبنم خوبي؟
من:سلام مرسي خوبم به به چه عجب!خوبي تو عزيزم؟خوش ميگذره؟
اون:مرسي خوبم...ميگم شبنم من اينترنتم كانكت نميشه تو ميتوني الان وصل شي؟
من:آره ميتونم.
اون:اين سايتي كه بهت ميگم رو يادداشت كن نتايج امتحان خاله منو ببين،اينم شماره كارتش.ببخشيداااا...
من:خواهش ميكنم صبر كن تازه سيستم را روشن كردم...تا بالا بياد....خودت چه خبر دانشگاه ميري؟چه كارا ميكني؟
اون:آره ميرم علمي كاربردي،آره خيلي خوبه...ميگم شبنم اينو ببين من دوباره بهت زنگ ميزنم خيلي ممنون خداحافظ.
اون حتي بهم نگفت بعد اين همه وقت كه نديدمت دلم برات تنگ شده...بيا يه روز ببينمت...از اوضاع احوال منم هيچي نپرسيد،فقط واسه كار خودش...البته انتظاري هم ندارم،واسه كار خودش زنگيده نميتونه كه الكي خوش و بش كنه!!!
يادمه آخرين خبري كه ازش دارم يه اس ام اس بود چندين ماه پيش فرستاده بود و ميخواست پول قرض كنه منم گفتم ندارم
به نظر من همچين آدمايي ارزش دوستي ندارن و هر وقت زنگ ميزنن بايد در جوابشون بگيم:وقت ندارم و بپيچونيمشون...
پي نوشت 1:فرا رسيدن ايام شهادت دختر پيامبر اسلام را به همه تسليت عرض ميكنم...
پي نوشت 2:هميشه از "چوب خدا" ترسوندنمون،ولي حتي يک نفر هم به "بوس خدا" اميدوارمون نکرده...
شبنم(dewdrop)متولد 13 تير 1369 ساكن اصفهان و دانشجوي رشته نرم افزار كامپيوتر،درباره ي خودم بايد بگم كه من يه زماني آدم كاملا بي تجربه اي بودم و همچنين ديدم به زندگي يه شكل ديگه بود ولي مدتيه كه تجربه هام نسبتاً زياد شده و همچنين از يه زاويه ديگه به زندگي و قشنگيهاش نگاه ميكنم...