امشب نشستم يه سطل بزرگ انار دون كردم هي نمك زدم و خوردم...بسي خوشمزه بود...انار رنگ عشقه...امشب هم شب جمعه ميباشد....حال و هواي خاصي داره...قلب
با لهجه اصفهاني:آ من چه قَده انار دوست ميدارم آجي اينقده خوشمزه س كه نگو...نیشخند

ياد اين شعر مصطفي رحماندوست افتادم:
صد دانه یاقوت، دسته به دسته
با نظم و ترتیب، یک جا نشسته
هر دانه ای هست خوشرنگ و رخشان
قلب سپیدی در سینه آن
سرخ است و زیبا، نامش انار است
هم ترش و شیرین، هم آبدار است