ماساژوریستی
جای همتون خالی بود سفر فوق العاده خوبی بود...به همه ی شما هم دعا کردم...
اومدم بگم امام رضا خیلی بهمون حال داد و مشکل بی پولی بنده هم تا حدودی حل شد
بنده با کار در یک روز در هفته به زودی 50 هزار تومان به دستم میرسه...
قضیه از آنجا شروع شد که این خواهر گرامی بنده در بازار میخواست یه ماساژور بخره به قیمت 50 هزار تومان و بنده نذاشتم بخره و برگشتم بهش گفتم:عزیزم نمیخواد بخری،سه شنبه ها که میای خونه ما من خودم برات ماساژ میدم 50 هزار تومن رو بده به من...و اونم قبول کرد
حالا حدس بزنید بی معرفت ماساژی چند حساب میکنه؟500 ریال...من باید هزار تا ماساژ بدم تا برسه به پول ماساژوره...فعلاً 50 تاشو داخل ماشین بهش دادم... 
تازه خانوم هر ماساژی هم که به دلش نچسبه قبول نیست و از اول باید شروع کنم...
ولی خب توی این دوره زمونه و این اوضاع اقتصادی خراب و بیکاری جوانها باز هم به خودم افتخار میکنم و احساس مفید بودن میکنم!!!
هی میگن چرا جوونا بیکارن و کار و زندگی ندارند،خو لامصبا نسازید این وسایل را کاری که با دست میشه انجام داد چرا با برق؟!!!
اگر دیدید کسی میخواهد ماساژور بخرد و دستهای قوی ای هم دارید دست به کار شوید و خودتان ماساژش دهید و پول ماساژور را برای خودتان بردارید(شبنم ماساژوریست
)
شبنم(dewdrop)متولد 13 تير 1369 ساكن اصفهان و دانشجوي رشته نرم افزار كامپيوتر،درباره ي خودم بايد بگم كه من يه زماني آدم كاملا بي تجربه اي بودم و همچنين ديدم به زندگي يه شكل ديگه بود ولي مدتيه كه تجربه هام نسبتاً زياد شده و همچنين از يه زاويه ديگه به زندگي و قشنگيهاش نگاه ميكنم...