همه‌ی ما هزاران آرزو داریم: لاغرتر شویم، بزرگتر شویم، پول بیشتری داشته باشیم، اتومبیل بهتری سوار شویم، یک روز تعطیل؛ یک گوشی موبایل جدید؛ ملاقات با زن یا مرد رویاهایمان...ولی یک بیمار مبتلا به سرطان تنها یک آرزو دارد و آن اینست که از شر سرطان خلاص شود...

خدایا!

این روزها خیلی کفرگفتم

خیلی ناسپاسی کردم

همش غرزدم و چشم بستم به همه نعمتهات

گفتم چرا دماغم بزرگه؟!!!چرا پوستم اینجوریه؟!!!چرا من پولدار نیستم؟!!!چرا ما ماشین شاسی بلند نداریم؟!!!

ندیدم تن سالم رو

ندیدم صحت تنم رو

از نداشته هام که بی ارزش بودند نالیدم ولی کور بودم برای دیدن نعمتات

ناراضی بودم از زندگیم

وچقدر کفر ورزیدم!

مهر به دلم خورده بود

وازحیاتم نالیدم ندیدم سرپناهی که بهم دادی درحالی که هستند کسانی که درپی سرپناهند

درحالیکه  درهمین زمین زیر سقف آسمانت دخترکیست که آرزوی دیگری دارد

خدایا!

غم موهایم را داشتم که میریزد

وچقدر ناسپاسی ات کردم

وندیده بودم کودکی که موهایش را شیمی درمانی برده است ولی ایمانش به تو از من بیشتراست ومیخندد...

این پست را به احترام مقام کسانی که از دنیا رفته‌اند و به افتخار عزیزانی که با سرطان میجنگند گذاشتم بیایید در این شبهای عزیز براي سلامتي همه بيماران دست دعا بلند كنيم...